مدرسه سبز فقط درس خواندن نیست؛ شکل‌گیری یک فضای یادگیری محلی

وقتی از «آموزش» صحبت می‌کنیم، معمولاً اولین تصویر، یک کلاس، چند نیمکت، کتاب و معلم است. اما تجربه مدرسه سبز در گلخانه گلشن نشان داد که یادگیری می‌تواند شکل دیگری هم داشته باشد؛ شکلی که در آن محیط، ارتباط با دیگران، کتاب، گفت‌وگو و تجربه کردن هم بخشی از فرایند یادگیری هستند.

مدرسه سبز در گلخانه گلشن قرار نیست یک مدرسه رسمی باشد. اینجا قرار نیست جای مدرسه را بگیرد یا همان برنامه آموزشی را دوباره تکرار کند. ایده اصلی چیز دیگری است: ایجاد فضایی در محله که کودک بتواند در آن درس بخواند، سؤال بپرسد، کتاب بخواند، با دیگر کودکان ارتباط داشته باشد و تجربه‌های تازه‌ای به دست بیاورد.

به همین دلیل، مدرسه سبز به مرور از یک فضای ساده برای انجام تکالیف، به یک فضای یادگیری محلی تبدیل شد.

یادگیری فقط پشت میز اتفاق نمی‌افتد

وقتی اولین کودکان در سال ۱۴۰۱ به گلخانه گلشن آمدند، بخش مهمی از فعالیت آنها درس خواندن و انجام تکالیف بود.

اما خیلی زود مشخص شد که وقتی چند کودک در یک فضای مشترک کنار هم قرار می‌گیرند، اتفاقات دیگری هم رخ می‌دهد.

یکی کتابی را انتخاب می‌کند و درباره آن با دوستش صحبت می‌کند.
کودکی که در یک درس قوی‌تر است، به کودک دیگری کمک می‌کند.
گروهی با هم مطالعه می‌کنند.
درباره یک موضوع سؤال می‌پرسند و با هم دنبال جواب می‌گردند.

این اتفاقات شاید در ظاهر ساده باشند، اما بخشی از یادگیری هستند که همیشه در قالب «کلاس درس» دیده نمی‌شوند.

در مدرسه سبز تلاش شد همین فرصت‌ها جدی گرفته شوند.

کتابخانه؛ بخشی از تجربه مدرسه سبز

یکی از بخش‌های مهم گلخانه گلشن، کتابخانه آن است.

کتابخانه قرار نیست فقط محلی برای نگهداری کتاب باشد. کودکان می‌توانند در آن کتاب انتخاب کنند، مطالعه کنند و درباره چیزی که خوانده‌اند با دیگران صحبت کنند.

برای کودکی که بعد از مدرسه به گلخانه می‌آید، این امکان وجود دارد که بخشی از زمان خود را به جای استفاده صرف از تلفن همراه یا گذراندن وقت در فضای خانه، به مطالعه و فعالیت گروهی اختصاص دهد.

از طرف دیگر، برای کودکی که امکان حضور در مدرسه را نداشته، کتاب و مطالعه می‌تواند بخشی از ارتباط روزانه او با یادگیری باشد.

به همین دلیل، کتابخانه در مدرسه سبز یک بخش تزئینی نیست؛ یکی از ابزارهای اصلی شکل‌گیری فضای یادگیری است.

از انجام تکلیف تا یادگیری گروهی

مدرسه سبز با انجام تکالیف شروع شد، اما به انجام تکلیف محدود نماند.

با افزایش تعداد کودکان، فعالیت‌های مختلفی به برنامه اضافه شد؛ از مطالعه و کتاب‌خوانی گرفته تا فعالیت‌های آموزشی و کلاس‌های مکمل.

در این فضا، کودک فقط دریافت‌کننده آموزش نیست. حضور در جمع به او فرصت می‌دهد که مشارکت کند، نظر بدهد، سؤال بپرسد و گاهی به دیگران کمک کند.

این تفاوت مهمی با یک کلاس رسمی دارد.

در مدرسه رسمی، بخش زیادی از فرایند آموزش بر اساس یک برنامه مشخص و یک ساختار یکسان برای همه دانش‌آموزان پیش می‌رود. اما در یک فضای یادگیری محلی، می‌توان متناسب با نیاز کودکان و شرایط همان محله، فعالیت‌های مختلفی را تجربه کرد.

چرا «محلی» بودن اهمیت دارد؟

مدرسه سبز فقط به این دلیل «محلی» نیست که در محله سیروس قرار دارد.

محلی بودن یعنی آموزش از زندگی واقعی کودکان و محیط اطراف آنها جدا نباشد.

کودکانی که به گلخانه گلشن می‌آیند، ساکنان همین محله هستند. آنها در همین کوچه‌ها زندگی می‌کنند، با همین محیط بزرگ می‌شوند و مسائل و تجربه‌های مشترکی دارند.

بنابراین گلخانه می‌تواند بیشتر از یک محل برگزاری کلاس باشد؛ می‌تواند جایی باشد که کودک در آن احساس کند بخشی از یک جمع محلی است.

این موضوع برای بام سبز اهمیت زیادی دارد.

یکی از اهداف فعالیت در محله سیروس، تقویت ارتباط میان افراد و استفاده از ظرفیت‌هایی است که از قبل در محله وجود دارند. مدرسه سبز نیز در همین مسیر شکل گرفته است؛ نه به عنوان یک پروژه جدا از محله، بلکه به عنوان بخشی از زندگی روزمره آن.

گلخانه‌ای که فقط محل نگهداری گیاهان نیست

گلخانه گلشن در ابتدا با کارکردی سبز و اجتماعی شکل گرفته بود، اما به مرور نقش‌های دیگری نیز پیدا کرد.

امروز کودکی می‌تواند وارد گلخانه شود و در کنار گیاهان، کتاب بخواند؛ با دوستانش درس بخواند؛ در یک فعالیت آموزشی شرکت کند یا برای انجام تکالیفش از مربی کمک بگیرد.

همین ترکیب است که به فضای گلخانه ویژگی متفاوتی می‌دهد.

اینجا یک کلاس رسمی نیست.

یک کتابخانه عمومی هم نیست.

یک مرکز نگهداری کودک هم نیست.

بلکه فضایی میان خانه، مدرسه و محله است؛ جایی که هر کدام از این سه محیط بخشی از تجربه کودک را به هم نزدیک می‌کنند.

تجربه سال ۱۴۰۴ این نگاه را جدی‌تر کرد

در سال ۱۴۰۴، زمانی که تعدادی از کودکان به دلیل مشکلات مربوط به مدارک و ثبت‌نام امکان حضور در مدرسه را نداشتند، اهمیت چنین فضایی بیشتر دیده شد.

برای بخشی از این کودکان، گلخانه فقط محل انجام تکلیف نبود؛ محلی بود که می‌توانستند یادگیری خود را ادامه دهند تا مسیر بازگشتشان به مدرسه فراهم شود.

این تجربه نشان داد که داشتن یک فضای یادگیری در محله، فقط برای شرایط عادی مفید نیست. گاهی همین فضای محلی می‌تواند در فاصله میان یک مشکل و حل شدن آن، اجازه ندهد ارتباط کودک با آموزش کاملاً قطع شود.

مدرسه سبز قرار نیست همه مشکلات آموزشی را حل کند

مدرسه سبز یک مدرسه رسمی نیست و قرار نیست جای مدرسه، خانواده یا نظام آموزشی را بگیرد.

بام سبز هم ادعایی برای حل تمام مسائل آموزشی کودکان محله ندارد.

آنچه در گلخانه گلشن شکل گرفته، یک تجربه محلی است: استفاده از یک ظرفیت موجود برای ایجاد فضایی که کودکان بتوانند در آن یاد بگیرند، مطالعه کنند، با هم باشند و ارتباطشان با محله و یادگیری حفظ شود.

شاید ارزش اصلی این تجربه نیز همین باشد؛ اینکه برای ایجاد یک فضای یادگیری، همیشه لازم نیست از ابتدا یک ساختمان جدید یا یک مجموعه بزرگ ساخته شود.

گاهی یک گلخانه در دل یک محله، یک کتابخانه کوچک، چند کودک و آدم‌هایی که حاضرند کنار آنها بمانند، می‌توانند شروع یک تجربه متفاوت باشند.

مدرسه سبز امروز

مدرسه سبز امروز ادامه همان مسیری است که با دو کودک در سال ۱۴۰۱ شروع شد.

مسیر تغییر کرده، تعداد کودکان بیشتر شده و تجربه‌های تازه‌ای به آن اضافه شده است؛ اما یک اصل همچنان ثابت مانده:

کودک باید در محله خودش جایی برای یادگیری و رشد داشته باشد.

گلخانه گلشن تلاش می‌کند چنین جایی باشد؛ فضایی که در آن درس خواندن تنها یکی از فعالیت‌هاست و یادگیری، ارتباط، مطالعه، تجربه و حضور در جمع نیز بخشی از آن هستند.

و حالا سؤال بعدی این است که این تجربه امروز در چه نقطه‌ای قرار دارد و برای ادامه آن چه چیزی لازم است؟