مدرسه سبز؛ از یک نیاز محلی تا شکلگیری یک فضای یادگیری
مدرسه سبز از یک طرح از پیش طراحیشده شروع نشد. از یک سؤال ساده در دل محله سیروس شکل گرفت:
کودکان محله، بعد از مدرسه کجا میتوانند با آرامش درس بخوانند، تکالیفشان را انجام دهند و برای یادگیری بیشتر از دیگران کمک بگیرند؟
بام سبز از سال ۱۳۹۸ فعالیت خود را در محله سیروس آغاز کرده بود و در این سالها تلاش میکرد مسائل محله را نه از بیرون، بلکه از نزدیک و در ارتباط با ساکنان آن بشناسد. در این نگاه، فضای سبز تنها بخشی از کار بود؛ هدف بزرگتر، پیدا کردن ظرفیتهایی بود که بتوانند به بهتر شدن زندگی روزمره مردم محله کمک کنند.
یکی از نیازهایی که به مرور خودش را نشان داد، نیاز کودکان به یک فضای آموزشی در محله بود.
بعضی از کودکان بعد از پایان مدرسه، فضای مناسبی برای مطالعه و انجام تکالیف نداشتند. بعضی برای یادگیری درسهایشان به همراهی بیشتری نیاز داشتند و برای بعضی دیگر، بودن در کنار چند کودک دیگر میتوانست انگیزه و نظم بیشتری برای درس خواندن ایجاد کند.
در چنین شرایطی، بام سبز تصمیم گرفت به جای اینکه برای شروع کار منتظر یک فضای جدید یا امکانات بزرگ باشد، از یکی از فضاهای موجود خود استفاده کند.
گلخانه گلشن میتوانست فقط یک گلخانه نباشد.
شروع یک تجربه کوچک
در سال ۱۴۰۱، فعالیت آموزشی در گلخانه گلشن با حضور تنها دو کودک آغاز شد.
ایده ساده بود: کودکان بعد از مدرسه به گلخانه بیایند، تکالیفشان را انجام دهند، درس بخوانند و در صورت نیاز از کمک و همراهی آموزشی برخوردار شوند.
قرار نبود این فضا جای مدرسه را بگیرد. قرار نبود یک مدرسه رسمی جدید ساخته شود.
هدف، ایجاد یک فضای یادگیری مکمل در دل محله بود؛ جایی که کودک بتواند بعد از پایان مدرسه، چند ساعت را در محیطی آرام و در کنار دیگر کودکان به یادگیری اختصاص دهد.
اما همین تجربه کوچک، به مرور تغییر کرد.
کودکان بیشتری به گلخانه آمدند و تعداد آنها از دو نفر به حدود ۲۰ تا ۳۰ کودک رسید.
این رشد نشان داد که نیاز به چنین فضایی واقعی است؛ نیازی که شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما برای خانواده و کودکی که هر روز با آن مواجه است، بخشی از زندگی روزمره محسوب میشود.
وقتی درس خواندن به یک فعالیت جمعی تبدیل شد
با بیشتر شدن تعداد کودکان، فعالیت گلخانه نیز فقط به انجام تکالیف محدود نماند.
کودکان در کنار درس خواندن و حل تمرین، کتاب میخواندند و فعالیتهای آموزشی دیگری نیز به مرور شکل گرفت.
فضای گلخانه این امکان را فراهم میکرد که کودکان در کنار یکدیگر باشند؛ چیزی که خود به ایجاد ارتباط، همکاری و شکلگیری یک فضای دوستانه کمک میکرد.
به تدریج، گلخانه برای برخی از کودکان به مکانی آشنا تبدیل شد؛ جایی که میدانستند میتوانند بعد از مدرسه به آنجا بروند، درس بخوانند، کتاب بخوانند و زمانی را در کنار دوستانشان بگذرانند.
در واقع، فضای آموزشی قبل از اینکه یک عنوان داشته باشد، در عمل شکل گرفته بود.
چرا «مدرسه سبز»؟
نام مدرسه سبز از همین تجربه میآید.
مدرسه سبز به معنای ساختن یک مدرسه جدید در محله نیست. منظور، ایجاد فضایی برای یادگیری در دل محله و استفاده از ظرفیتهای موجود برای پاسخ دادن به یک نیاز واقعی است.
در این مدل، گلخانه فقط محل پرورش گیاه نیست؛ میتواند محلی برای ارتباط اجتماعی، آموزش، مطالعه و شکلگیری تجربههای جدید برای کودکان باشد.
برای بام سبز، این موضوع بخشی از یک نگاه گستردهتر به محله است:
اگر مسئلهای در محله وجود دارد، تا جایی که ظرفیت و توان بام سبز اجازه میدهد، باید بتوان برای آن راهحلی پیدا کرد.
گاهی این راهحل ایجاد یک فضای سبز است، گاهی ایجاد یک فرصت اقتصادی، گاهی تقویت ارتباط میان ساکنان و گاهی ایجاد فضایی برای یادگیری کودکان.
مدرسه سبز نیز از همین نگاه شکل گرفت؛ نه به عنوان یک پروژه جدا از محله، بلکه به عنوان پاسخی به یکی از نیازهای واقعی آن.
یک فضای کوچک، با یک هدف بزرگتر
تجربه مدرسه سبز نشان داد که برای ایجاد فرصتهای جدید در یک محله، همیشه لازم نیست از پروژههای بزرگ شروع کرد.
گاهی میتوان از یک فضای موجود استفاده کرد، دو کودک را دور یک میز نشاند و اجازه داد یک تجربه کوچک به مرور رشد کند.
مدرسه سبز نیز چنین مسیری را طی کرد:
از دو کودک در سال ۱۴۰۱، به جمعی از کودکان محله و شکلگیری یک فضای یادگیری در گلخانه گلشن.
اما این تازه شروع داستان بود.
در ادامه فعالیت، بام سبز با مسئله دیگری روبهرو شد: کودکانی که نه برای یادگیری بیشتر، بلکه به دلیل مشکلاتی خارج از اختیارشان، اساساً امکان حضور در مدرسه را نداشتند.
از همینجا، مسیر مدرسه سبز وارد مرحله تازهای شد.
دیدگاه خود را بنویسید