کشاورزی شهری چیست و چه نقشی در آینده شهرها دارد؟

بررسی علمی مفهوم، کارکردها، فرصت‌ها و چالش‌های کشاورزی شهری در مسیر توسعه پایدار

چکیده

رشد سریع شهرنشینی، تغییرات اقلیمی، کاهش منابع طبیعی و آسیب‌پذیری زنجیره‌های تأمین غذا، شهرهای جهان را با چالش‌های جدیدی مواجه کرده است. در این میان، کشاورزی شهری (Urban Agriculture) به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین در برنامه‌ریزی شهری پایدار، مورد توجه پژوهشگران، مدیران شهری و سازمان‌های بین‌المللی قرار گرفته است.

کشاورزی شهری به مجموعه فعالیت‌های تولید، فرآوری، توزیع و مدیریت منابع کشاورزی گفته می‌شود که در داخل شهرها یا پیرامون آن‌ها انجام می‌شود و علاوه بر تولید غذا، اهدافی مانند افزایش تاب‌آوری شهری، بهبود امنیت غذایی، ایجاد فرصت‌های اقتصادی، تقویت سرمایه اجتماعی و ارتقای کیفیت محیط زیست را دنبال می‌کند. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) کشاورزی شهری و پیرامون‌شهری را بخشی از سیستم غذایی شهری می‌داند که می‌تواند با استفاده از منابع محلی، به ایجاد سیستم‌های غذایی پایدارتر و مقاوم‌تر کمک کند

این مقاله با رویکرد مروری، مفهوم کشاورزی شهری، تاریخچه شکل‌گیری آن، انواع مدل‌های اجرایی، نقش آن در توسعه پایدار، امنیت غذایی، اقتصاد شهری و عدالت اجتماعی را بررسی می‌کند. همچنین در بخش پایانی، تجربه «بام سبز سیروس» به‌عنوان نمونه‌ای از یک مدل کشاورزی شهری جامعه‌محور در تهران تحلیل خواهد شد.

کلیدواژه‌ها:
کشاورزی شهری، توسعه پایدار، امنیت غذایی، شهر تاب‌آور، مزرعه شهری، اقتصاد اجتماعی، فضای سبز شهری

۱. مقدمه

شهرهای جهان در حال تجربه یکی از بزرگ‌ترین تغییرات جمعیتی تاریخ بشر هستند. بر اساس پیش‌بینی‌های سازمان ملل متحد، سهم جمعیت شهری جهان تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۶۸ درصد خواهد رسید. این روند افزایش شهرنشینی، فشار قابل توجهی بر منابع غذایی، آب، انرژی و زیرساخت‌های شهری وارد خواهد کرد.

سیستم غذایی مدرن عمدتاً بر شبکه‌های طولانی تولید، انتقال و توزیع وابسته است. این وابستگی، شهرها را در برابر بحران‌هایی مانند تغییرات اقلیمی، اختلالات حمل‌ونقل، افزایش قیمت انرژی و بحران‌های جهانی آسیب‌پذیر می‌کند.

همه‌گیری کووید-۱۹ نمونه‌ای روشن از این آسیب‌پذیری بود؛ زمانی که بسیاری از شهرها با مشکلاتی در زنجیره تأمین مواد غذایی مواجه شدند و اهمیت سیستم‌های غذایی محلی بیشتر مورد توجه قرار گرفت.

در چنین شرایطی، کشاورزی شهری به‌عنوان یک راهبرد مکمل برای افزایش تاب‌آوری شهرها مطرح شده است. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که کشاورزی شهری اگرچه نمی‌تواند به‌تنهایی غذای کل یک شهر را تأمین کند، اما می‌تواند نقش مهمی در ایجاد سیستم غذایی انعطاف‌پذیر، افزایش دسترسی به غذای تازه، توسعه فضاهای سبز و تقویت روابط اجتماعی ایفا کند. (Nature)

۲. تعریف کشاورزی شهری

تعریف کشاورزی شهری در ادبیات علمی یک تعریف چندبعدی است. برخلاف کشاورزی سنتی که عمدتاً در مناطق روستایی و با هدف تولید انبوه انجام می‌شود، کشاورزی شهری در بستر شهر اتفاق می‌افتد و با ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی شهر ارتباط مستقیم دارد.

بر اساس تعریف FAO:

کشاورزی شهری و پیرامون‌شهری شامل فعالیت‌های تولید غذا و سایر محصولات کشاورزی، فرآوری، توزیع، بازاریابی و بازیافت منابع است که در داخل شهرها و مناطق پیرامونی انجام می‌شود. (FAOHome)

در این تعریف، کشاورزی شهری تنها به «کاشت گیاه» محدود نمی‌شود، بلکه یک سیستم کامل شامل:

  • تولید محصولات کشاورزی
  • مدیریت منابع آب و خاک
  • فرآوری محصولات
  • ایجاد بازارهای محلی
  • آموزش و مشارکت اجتماعی

۳. تفاوت کشاورزی شهری و مزرعه شهری

یکی از اشتباهات رایج، استفاده یکسان از دو مفهوم «کشاورزی شهری» و «مزرعه شهری» است.

کشاورزی شهری (Urban Agriculture)

یک مفهوم گسترده است و تمام فعالیت‌های کشاورزی در محیط شهری را شامل می‌شود.

مثال‌ها:

  • باغچه‌های خانگی
  • باغ‌های اجتماعی
  • گلخانه‌های شهری
  • تولید گیاهان در پشت‌بام‌ها
  • پرورش گیاهان دارویی
  • تولید محصولات غذایی محلی

مزرعه شهری (Urban Farm)

یک واحد سازمان‌یافته‌تر از کشاورزی شهری است که معمولاً دارای:

  • برنامه تولید مشخص
  • مدیریت مشخص
  • مدل اقتصادی
  • نیروی انسانی
  • هدف اجتماعی یا تجاری

بنابراین:

هر مزرعه شهری بخشی از کشاورزی شهری است، اما هر فعالیت کشاورزی شهری یک مزرعه شهری محسوب نمی‌شود.


۴. شکل‌گیری تاریخی کشاورزی شهری

اگرچه امروزه کشاورزی شهری به‌عنوان یک مفهوم جدید مطرح شده است، اما ارتباط شهر و تولید غذا قدمتی طولانی دارد.

در گذشته بسیاری از شهرها دارای باغ‌ها، باغچه‌های خانوادگی و فضاهای تولیدی درون‌شهری بودند. انقلاب صنعتی و رشد سریع شهرها باعث جدایی بیشتر میان محل تولید و محل مصرف غذا شد.

در قرن بیستم، چند اتفاق مهم باعث بازگشت دوباره کشاورزی به شهرها شد:

۴-۱. بحران‌های اقتصادی

در دوران رکود اقتصادی بزرگ دهه ۱۹۳۰ در آمریکا، باغ‌های شهری برای کمک به تأمین غذای خانوارها ایجاد شدند.

۴-۲. جنگ جهانی

در جنگ جهانی اول و دوم، کشورهایی مانند آمریکا و بریتانیا با ایجاد «باغ‌های پیروزی» (Victory Gardens) شهروندان را به تولید بخشی از غذای مورد نیاز خود تشویق کردند.

۴-۳. جنبش‌های توسعه پایدار

از دهه ۱۹۷۰ به بعد، با افزایش نگرانی‌های محیط‌زیستی، کشاورزی شهری دوباره به‌عنوان ابزاری برای توسعه پایدار شهری مطرح شد.

۵. انواع مدل‌های کشاورزی شهری در جهان

کشاورزی شهری بسته به شرایط اقتصادی، اجتماعی، اقلیمی و کالبدی شهرها، در مدل‌های مختلفی اجرا می‌شود. هیچ مدل واحدی برای همه شهرها وجود ندارد و موفقیت هر الگو به تناسب آن با شرایط محلی وابسته است.

۵-۱. باغ‌های اجتماعی (Community Gardens)

باغ‌های اجتماعی یکی از قدیمی‌ترین اشکال کشاورزی شهری هستند. در این مدل، گروهی از شهروندان یک فضای مشترک را برای کشت، آموزش و تعامل اجتماعی مدیریت می‌کنند.

هدف اصلی این باغ‌ها همیشه تولید اقتصادی نیست، بلکه ایجاد ارتباط اجتماعی، افزایش مشارکت شهروندان و تقویت حس تعلق به محله است.

مطالعات نشان داده‌اند که باغ‌های اجتماعی می‌توانند علاوه بر تأمین بخشی از مواد غذایی، اثرات مثبتی بر سلامت روان، کاهش انزوای اجتماعی و افزایش سرمایه اجتماعی داشته باشند (Santo et al., 2016).

ویژگی‌های اصلی باغ‌های اجتماعی:

  • مدیریت مشارکتی
  • مالکیت یا استفاده جمعی از فضا
  • آموزش مهارت‌های کشاورزی
  • ایجاد ارتباط میان نسل‌ها
  • تقویت هویت محلی


۵-۲. مزارع تجاری شهری (Commercial Urban Farms)

این مدل با هدف ایجاد درآمد و تولید اقتصادی شکل می‌گیرد.

در مزارع تجاری شهری معمولاً از فناوری‌های نوین برای افزایش بهره‌وری استفاده می‌شود، مانند:

  • گلخانه‌های کنترل‌شده
  • کشت هیدروپونیک
  • سیستم‌های آبیاری هوشمند
  • فروش مستقیم به مصرف‌کننده

نمونه این مزارع را می‌توان در شهرهایی مانند نیویورک، لندن، سنگاپور و توکیو مشاهده کرد.

تفاوت اصلی این مدل با باغ‌های اجتماعی، وجود یک مدل کسب‌وکار مشخص است.

۵-۳. کشاورزی پشت‌بامی (Rooftop Agriculture)

با افزایش تراکم شهری، پشت‌بام ساختمان‌ها به یکی از فضاهای مورد توجه برای تولید کشاورزی تبدیل شده‌اند.

کشاورزی پشت‌بامی دو نوع اصلی دارد:

الف) باغ‌های سبز پشت‌بامی

هدف اصلی:

  • کاهش دمای ساختمان
  • افزایش فضای سبز
  • بهبود کیفیت محیط

ب) مزارع تولیدی پشت‌بامی

هدف اصلی:

  • تولید محصول
  • فروش اقتصادی
  • تأمین بخشی از نیاز غذایی شهر

پژوهش Specht و همکاران (2014) نشان می‌دهد که کشاورزی پشت‌بامی می‌تواند هم‌زمان چند خدمت اکوسیستمی ایجاد کند؛ از جمله کاهش اثر جزیره گرمایی شهر، مدیریت رواناب باران و افزایش تنوع زیستی.

۵-۴. گلخانه‌های شهری (Urban Greenhouses)

گلخانه‌ها یکی از رایج‌ترین روش‌های توسعه کشاورزی در محیط‌های شهری هستند.

مزیت اصلی گلخانه این است که امکان کنترل شرایط محیطی را فراهم می‌کند.

پارامترهای قابل کنترل:

  • دما
  • رطوبت
  • نور
  • میزان آب مصرفی
  • تغذیه گیاه

گلخانه‌های شهری به‌خصوص در مناطقی با محدودیت زمین یا شرایط آب‌وهوایی دشوار اهمیت زیادی دارند.

۵-۵. کشاورزی عمودی (Vertical Farming)

کشاورزی عمودی یکی از جدیدترین مدل‌های کشاورزی شهری است که در آن تولید محصولات در طبقات مختلف انجام می‌شود.

این روش با استفاده از:

  • نور مصنوعی LED
  • سامانه‌های کنترل دیجیتال
  • هیدروپونیک
  • هوش مصنوعی

تلاش می‌کند بیشترین تولید را در کمترین سطح زمین ایجاد کند.

مزایای اصلی:

  • کاهش مصرف زمین
  • کاهش مصرف آب
  • تولید تمام‌فصل
  • نزدیکی به مصرف‌کننده

اما مهم‌ترین چالش آن، مصرف انرژی و هزینه سرمایه‌گذاری اولیه بالاست.

بنابراین برخلاف تصور عمومی، کشاورزی عمودی همیشه پایدارترین گزینه نیست و میزان استفاده از انرژی، منبع برق و مدل اقتصادی آن باید بررسی شود.

۶. نقش کشاورزی شهری در امنیت غذایی

۶-۱. مفهوم امنیت غذایی

امنیت غذایی یکی از مفاهیم کلیدی در توسعه پایدار است.

بر اساس تعریف سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، امنیت غذایی زمانی وجود دارد که همه افراد در همه زمان‌ها، دسترسی فیزیکی و اقتصادی به غذای کافی، سالم و مغذی داشته باشند.

امنیت غذایی چهار بُعد اصلی دارد:

۱. دسترسی (Availability)

وجود مقدار کافی غذا در سیستم.

۲. دسترسی اقتصادی (Access)

توانایی افراد برای تهیه غذا.

۳. بهره‌مندی و کیفیت (Utilization)

ارزش غذایی و سلامت غذا.

۴. ثبات (Stability)

تداوم دسترسی به غذا در طول زمان.

۶-۲. نقش کشاورزی شهری در افزایش دسترسی غذایی

کشاورزی شهری به‌خصوص در مناطق کم‌برخوردار می‌تواند دسترسی به محصولات تازه را افزایش دهد.

بسیاری از مناطق شهری با پدیده‌ای به نام:

بیابان غذایی Food Desert  

مواجه هستند؛ یعنی مناطقی که دسترسی مردم به غذای سالم و تازه محدود است.

ایجاد باغ‌های محلی، گلخانه‌های شهری و مزارع کوچک می‌تواند بخشی از این مشکل را کاهش دهد.

۶-۳. کاهش فاصله تولید تا مصرف

یکی از مزایای مهم کشاورزی شهری، کوتاه کردن زنجیره تأمین غذا است.

در سیستم سنتی:

کشاورز → عمده‌فروش → توزیع‌کننده → فروشگاه → مصرف‌کننده

اما در مدل شهری:

تولیدکننده → مصرف‌کننده

این موضوع باعث:

  • کاهش هزینه حمل‌ونقل
  • کاهش مصرف سوخت
  • کاهش ضایعات
  • افزایش تازگی محصول

می‌شود.

۷. کشاورزی شهری و تغییرات اقلیمی

شهرها یکی از مهم‌ترین کانون‌های تأثیرپذیر از تغییرات اقلیمی هستند.

افزایش دما، موج‌های گرما، کاهش منابع آب و افزایش بارش‌های ناگهانی، مدیریت شهری را دشوار کرده است.

کشاورزی شهری می‌تواند از چند مسیر به کاهش این اثرات کمک کند.

۷-۱. کاهش جزیره گرمایی شهری

سطوح بتنی و آسفالت در شهرها گرما را جذب می‌کنند و باعث افزایش دمای محیط می‌شوند.

گیاهان با فرآیند تعرق، بخشی از گرما را کاهش می‌دهند.

مطالعات نشان داده‌اند که توسعه فضاهای سبز شهری می‌تواند نقش مؤثری در تعدیل دمای محیط داشته باشد.

۷-۲. مدیریت آب باران

سطوح نفوذناپذیر شهری باعث افزایش رواناب و خطر سیلاب می‌شوند.

باغ‌های شهری و بام‌های سبز می‌توانند بخشی از آب باران را جذب و ذخیره کنند.

۷-۳. کاهش انتشار کربن

تولید غذا در نزدیکی محل مصرف باعث کاهش نیاز به حمل‌ونقل طولانی‌مدت می‌شود.

البته باید توجه داشت که همه انواع کشاورزی شهری الزاماً کم‌کربن نیستند؛ برای مثال مزارع عمودی با مصرف بالای انرژی ممکن است در شرایطی ردپای کربنی بیشتری داشته باشند.

بنابراین ارزیابی چرخه عمر (Life Cycle Assessment) برای مقایسه واقعی مدل‌ها ضروری است.

۸. کشاورزی شهری به‌عنوان ابزار توسعه اجتماعی و اقتصادی

یکی از مهم‌ترین تغییرات در نگاه علمی به کشاورزی شهری این است که دیگر آن را صرفاً یک فعالیت تولیدی نمی‌دانند. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که ارزش واقعی بسیاری از پروژه‌های کشاورزی شهری در ترکیب تولید غذا، توسعه اجتماعی و ایجاد فرصت‌های اقتصادی محلی است.

در شهرهای مدرن، به‌خصوص در محلات کم‌برخوردار، مشکلاتی مانند بیکاری، کاهش ارتباطات اجتماعی، انزوای افراد سالمند، کمبود فضاهای امن برای کودکان و کاهش حس تعلق به محله، از چالش‌های جدی محسوب می‌شوند.

کشاورزی شهری می‌تواند به‌عنوان یک بستر مشترک، افراد مختلف را حول یک فعالیت سازنده گرد هم آورد.

۸-۱. ایجاد سرمایه اجتماعی

مفهوم سرمایه اجتماعی به شبکه روابط، اعتماد و همکاری میان افراد یک جامعه اشاره دارد.

بر اساس مطالعات انجام‌شده، فضاهای کشاورزی شهری می‌توانند باعث افزایش:

  • تعامل میان همسایگان
  • همکاری جمعی
  • اعتماد اجتماعی
  • احساس تعلق به مکان

شوند.

Santo و همکاران (2016) در یک مرور پژوهشی گسترده نشان دادند که باغ‌های اجتماعی و پروژه‌های کشاورزی شهری علاوه بر تولید غذا، نقش مهمی در ایجاد روابط اجتماعی و افزایش مشارکت شهروندان دارند.

در واقع، یک باغ شهری می‌تواند مانند یک «فضای عمومی فعال» عمل کند؛ فضایی که مردم نه فقط برای خرید یا عبور، بلکه برای مشارکت و ارتباط در آن حضور پیدا می‌کنند.

۸-۲. کشاورزی شهری و عدالت اجتماعی

یکی از بحث‌های مهم در ادبیات علمی، ارتباط کشاورزی شهری با مفهوم عدالت غذایی (Food Justice) است.

عدالت غذایی به این معناست که همه گروه‌های جامعه، صرف‌نظر از وضعیت اقتصادی، باید امکان دسترسی به غذای سالم، فضای سبز و فرصت‌های برابر را داشته باشند.

در بسیاری از شهرها، مناطق کم‌درآمد معمولاً با مشکلات زیر مواجه‌اند:

  • کمبود فضای سبز
  • دسترسی کمتر به غذای تازه
  • محدودیت فرصت‌های اقتصادی
  • کیفیت پایین‌تر محیط زندگی

پروژه‌های کشاورزی شهری می‌توانند بخشی از این نابرابری‌ها را کاهش دهند، البته به شرطی که طراحی آن‌ها با مشارکت واقعی جامعه محلی انجام شود.

۸-۳. نقش کشاورزی شهری در توانمندسازی زنان

در بسیاری از کشورهای جهان، پروژه‌های کشاورزی شهری به ابزاری برای افزایش مشارکت اقتصادی زنان تبدیل شده‌اند.

دلایل اهمیت این موضوع:

  • امکان فعالیت در نزدیکی محل زندگی
  • نیاز کمتر به سرمایه اولیه
  • امکان ترکیب با مسئولیت‌های خانوادگی
  • ایجاد مهارت‌های جدید

مطالعات انجام‌شده در کشورهای در حال توسعه نشان می‌دهد که مشارکت زنان در کشاورزی شهری می‌تواند به افزایش درآمد خانوار و استقلال اقتصادی آن‌ها کمک کند.

البته باید توجه داشت که صرف حضور زنان در یک پروژه، به معنای توانمندسازی واقعی نیست. توانمندسازی زمانی اتفاق می‌افتد که افراد در تصمیم‌گیری، مالکیت، درآمد و مسیر توسعه پروژه نقش داشته باشند.

۹. کشاورزی شهری به‌عنوان مدل کسب‌وکار اجتماعی

یکی از موضوعات جدید در مطالعات کشاورزی شهری، پیوند آن با مفهوم کسب‌وکار اجتماعی (Social Enterprise) است.

کسب‌وکار اجتماعی سازمانی است که هم‌زمان دو هدف را دنبال می‌کند:

  1. ایجاد ارزش اقتصادی
  2. حل یک مسئله اجتماعی یا محیط‌زیستی

در مدل سنتی کشاورزی، هدف اصلی تولید و فروش محصول است.

اما در مدل کسب‌وکار اجتماعی، محصول تنها یکی از ابزارهاست.

ارزش اصلی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • ایجاد شغل برای گروه‌های کم‌برخوردار
  • آموزش مهارت
  • بازسازی محلات
  • ایجاد فضای امن اجتماعی
  • افزایش مشارکت شهروندان

۹-۱. اجزای یک مدل موفق کسب‌وکار اجتماعی کشاورزی شهری

بررسی نمونه‌های موفق جهانی نشان می‌دهد که این مدل‌ها معمولاً دارای چند بخش هستند:

الف) تولید

مانند:

  • سبزیجات
  • گیاهان دارویی
  • گیاهان زینتی
  • محصولات فرآوری‌شده

ب) ارزش افزوده

تبدیل محصول خام به محصول نهایی:

مثلاً:

آلوئه‌ورا → ژل آبرسان → محصول مراقبت پوستی

ج) آموزش

مانند:

  • آموزش کودکان
  • آموزش مهارت‌های کشاورزی
  • کارگاه‌های محیط‌زیستی

د) مشارکت جامعه

افراد محلی تنها دریافت‌کننده خدمات نیستند؛ بلکه بخشی از چرخه تولید و تصمیم‌گیری هستند.

۱۰. تجربه‌های موفق جهانی در کشاورزی شهری

۱۰-۱. سنگاپور؛ کشاورزی شهری به‌عنوان سیاست ملی

سنگاپور نمونه‌ای مهم از کشوری است که کشاورزی شهری را از یک پروژه کوچک به یک سیاست ملی تبدیل کرده است.

این کشور به دلیل محدودیت شدید زمین، بخش زیادی از غذای خود را وارد می‌کند. به همین دلیل برنامه‌ای با عنوان 30 by 30 را آغاز کرده است که هدف آن تولید ۳۰ درصد نیاز غذایی داخلی تا سال ۲۰۳۰ است.

تمرکز سنگاپور بر:

  • گلخانه‌های هوشمند
  • کشاورزی عمودی
  • فناوری داده‌محور
  • همکاری دانشگاه و صنعت

است.

درس مهم سنگاپور این است که کشاورزی شهری زمانی موفق می‌شود که بخشی از برنامه رسمی توسعه شهری باشد، نه یک فعالیت حاشیه‌ای.

۱۰-۲. هاوانا، کوبا؛ کشاورزی شهری در پاسخ به بحران

تجربه کوبا یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های کشاورزی شهری در جهان است.

پس از بحران اقتصادی دهه ۱۹۹۰، این کشور برای تأمین غذا به توسعه گسترده باغ‌ها و مزارع شهری روی آورد.

در هاوانا:

  • زمین‌های خالی به باغ تبدیل شدند.
  • تولید محلی افزایش یافت.
  • دانش کشاورزی میان شهروندان توسعه پیدا کرد.

این تجربه نشان داد که کشاورزی شهری می‌تواند در شرایط بحران، بخشی از راه‌حل امنیت غذایی باشد.

۱۰-۳. دیترویت، آمریکا؛ بازآفرینی شهری با کشاورزی

شهر دیترویت پس از کاهش فعالیت‌های صنعتی، با هزاران زمین متروکه روبه‌رو شد.

بسیاری از این زمین‌ها به مزارع شهری تبدیل شدند.

این پروژه‌ها علاوه بر تولید غذا، باعث:

  • فعال شدن زمین‌های رهاشده
  • ایجاد فرصت‌های شغلی
  • افزایش مشارکت اجتماعی

شدند.

۱۱. کشاورزی شهری در ایران؛ فرصت‌ها، چالش‌ها و مسیر پیش‌رو

کشاورزی شهری در ایران هنوز در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان، یک حوزه نوظهور محسوب می‌شود؛ اما شرایط خاص شهرهای ایران، به‌ویژه کلان‌شهرهایی مانند تهران، اهمیت این رویکرد را افزایش داده است.

رشد جمعیت شهری، کاهش سرانه فضای سبز، بحران آب، افزایش فاصله میان تولیدکننده و مصرف‌کننده و وجود محلات دارای مسائل اجتماعی، ضرورت یافتن مدل‌های جدید برای استفاده از ظرفیت‌های درون شهر را بیشتر کرده است.

در این میان، کشاورزی شهری می‌تواند به‌عنوان یک رویکرد مکمل در کنار سیاست‌های توسعه شهری پایدار مورد توجه قرار گیرد.

۱۱-۱. ظرفیت‌های توسعه کشاورزی شهری در ایران

الف) وجود فضاهای بلااستفاده شهری

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های ایران، وجود فضاهایی است که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند:

  • پشت‌بام ساختمان‌ها
  • حیاط‌های کوچک
  • زمین‌های رهاشده
  • فضاهای بلااستفاده شهری
  • محوطه مدارس و مراکز عمومی

بخش زیادی از این فضاها می‌توانند با طراحی مناسب به فضاهای تولیدی، آموزشی یا اجتماعی تبدیل شوند.

ب) فرهنگ تاریخی ارتباط با گیاه و باغ

ایران دارای سابقه طولانی در باغ‌سازی، کشاورزی و ارتباط فرهنگی با گیاهان است.

باغ ایرانی نه فقط یک فضای تولیدی، بلکه ترکیبی از:

  • طبیعت
  • معماری
  • آرامش
  • اجتماع

بوده است.

از این منظر، توسعه کشاورزی شهری در ایران می‌تواند بر یک پشتوانه فرهنگی تاریخی نیز تکیه کند.

ج) نیاز به مدل‌های اشتغال محلی

بسیاری از محلات شهری با مشکلاتی مانند:

  • بیکاری
  • کاهش فرصت‌های اقتصادی
  • محدودیت مهارت‌های شغلی

مواجه هستند.

کشاورزی شهری، به‌خصوص زمانی که با فرآوری، آموزش و فروش همراه شود، می‌تواند به ایجاد فرصت‌های اقتصادی کوچک اما پایدار کمک کند.

۱۱-۲. چالش‌های کشاورزی شهری در ایران

با وجود ظرفیت‌ها، توسعه کشاورزی شهری در ایران با موانعی روبه‌رو است.

الف) نبود چارچوب سیاستی مشخص

یکی از مشکلات اصلی، نبود یک سیاست ملی مشخص برای کشاورزی شهری است.

در بسیاری از کشورها، شهرداری‌ها و دولت‌ها برای این حوزه:

  • قوانین مشخص
  • مشوق‌های اقتصادی
  • برنامه‌های آموزشی

تعریف کرده‌اند.

در ایران، بسیاری از پروژه‌ها هنوز وابسته به تلاش افراد یا سازمان‌های محدود هستند.

ب) مسئله آب

بحران آب مهم‌ترین چالش زیست‌محیطی ایران است.

بنابراین کشاورزی شهری در ایران نمی‌تواند بر اساس الگوهای پرمصرف سنتی توسعه پیدا کند.

مدل‌های آینده باید مبتنی بر:

  • مصرف بهینه آب
  • آبیاری هوشمند
  • انتخاب گیاهان مناسب
  • بازیافت منابع

باشند.

ج) فاصله میان پروژه‌های آزمایشی و مدل‌های پایدار

یکی از ضعف‌های رایج در پروژه‌های محیط‌زیستی و اجتماعی این است که بسیاری از آن‌ها در مرحله اجرا باقی می‌مانند و به مدل پایدار تبدیل نمی‌شوند.

یک مزرعه شهری موفق باید پاسخ دهد:

  • هزینه‌هایش چگونه تأمین می‌شود؟
  • چه کسی مدیریت می‌کند؟
  • درآمد چگونه ایجاد می‌شود؟
  • مشارکت مردم چگونه حفظ می‌شود؟

بدون پاسخ به این سؤال‌ها، پروژه‌ها معمولاً پس از مدتی با کاهش فعالیت مواجه می‌شوند.

۱۲. مطالعه موردی: بام سبز سیروس؛ یک مدل کشاورزی شهری جامعه‌محور در تهران

۱۲-۱. معرفی پروژه

بام سبز سیروس در سال ۱۳۹۸ در محله سیروس تهران با هدف استفاده از ظرفیت‌های محلی برای توسعه فضای سبز و ایجاد فرصت‌های اقتصادی شکل گرفت.

این پروژه از ابتدا با یک نگاه متفاوت نسبت به فضای سبز شهری آغاز شد؛ به این معنا که گیاه تنها یک عنصر تزئینی نبود، بلکه به‌عنوان ابزاری برای:

  • مشارکت اجتماعی
  • آموزش
  • ایجاد درآمد
  • ارتباط میان ساکنان محله

در نظر گرفته شد.

۱۲-۲. تحلیل مدل بام سبز بر اساس چارچوب کشاورزی شهری

بر اساس ادبیات علمی، یک سیستم کشاورزی شهری موفق معمولاً دارای چند مؤلفه اصلی است:

مؤلفه   علمی
نمود آن   در بام سبز سیروس
تولید شهری
پرورش گیاه   آلوئه‌ورا در فضاهای کوچک شهری
استفاده از منابع محلی
مشارکت خانواده‌های محله
ارزش افزوده
فرآوری گیاه   و تولید محصولات مراقبت پوستی
مشارکت اجتماعی
حضور خانواده‌ها، کودکان و داوطلبان
آموزش
فعالیت‌های   آموزشی در گلخانه گلشن
توسعه محله
ایجاد یک فضای اجتماعی محلی


این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که بام سبز صرفاً یک پروژه تولید گیاه نیست، بلکه به مدل کشاورزی شهری اجتماعی (Social Urban Agriculture) نزدیک است.

۱۲-۳. لایه تولید؛ تبدیل فضای شهری به ظرفیت اقتصادی

یکی از ایده‌های اصلی بام سبز، استفاده از فضاهای کوچک شهری برای تولید است.

در این مدل:

  • هر خانه یا فضای کوچک می‌تواند      بخشی از شبکه تولید باشد.
  • گیاهان در مقیاس خرد نگهداری می‌شوند.
  • تولید پراکنده در سطح محله شکل می‌گیرد.

این مدل با مفهوم Distributed Urban Agriculture یا کشاورزی شهری توزیع‌شده هم‌خوانی دارد.

در این رویکرد، شهروندان فقط مصرف‌کننده نیستند، بلکه به تولیدکننده تبدیل می‌شوند.

۱۲-۴. لایه اقتصادی؛ از محصول خام تا ارزش افزوده

یکی از ضعف‌های بسیاری از پروژه‌های کشاورزی شهری، توقف در مرحله تولید است.

اما مدل‌های موفق جهانی تلاش می‌کنند زنجیره ارزش ایجاد کنند:

تولید → فرآوری → برند → فروش → بازگشت ارزش به جامعه

در بام سبز، حرکت از تولید آلوئه‌ورا به سمت تولید محصولات مراقبت پوستی، نمونه‌ای از ایجاد ارزش افزوده محلی است.

این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا درآمد پایدار معمولاً از فروش محصول خام به دست نمی‌آید، بلکه از ایجاد زنجیره ارزش ایجاد می‌شود.

۱۲-۵. لایه اجتماعی؛ گلخانه به‌عنوان زیرساخت اجتماعی

یکی از ویژگی‌های متمایز بام سبز، تبدیل گلخانه گلشن به فضایی فراتر از محل نگهداری گیاه است.

این فضا نقش‌های مختلفی پیدا کرده است:

  • محل آموزش کودکان
  • فضای تعامل اجتماعی
  • محل فعالیت داوطلبان
  • محیط یادگیری درباره طبیعت

در ادبیات توسعه شهری، چنین فضاهایی را می‌توان Social Infrastructure یا زیرساخت اجتماعی نامید؛ یعنی مکان‌هایی که باعث شکل‌گیری روابط انسانی و افزایش سرمایه اجتماعی می‌شوند.

۱۲-۶. جایگاه بام سبز سیروس در مدل‌های جهانی کشاورزی شهری

بررسی تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که مزارع شهری موفق معمولاً از یک الگوی تک‌بعدی پیروی نمی‌کنند. آن‌ها فقط تولیدکننده غذا نیستند، بلکه هم‌زمان نقش اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و زیست‌محیطی ایفا می‌کنند.

بر اساس چارچوب‌های ارائه‌شده در مطالعات Mougeot (2000)، Specht et al. (2014) و پژوهش‌های جدیدتر درباره کشاورزی شهری اجتماعی، یک پروژه زمانی می‌تواند اثرگذاری پایدار داشته باشد که میان سه عنصر اصلی تعادل ایجاد کند:

  1. تولید و اقتصاد
  2. جامعه  و مشارکت
  3. محیط زیست و پایداری

مدل بام سبز سیروس را می‌توان در این چارچوب تحلیل کرد.

۱۲-۶-۱. بام سبز به‌عنوان سیستم تولید شهری

در نگاه سنتی، کشاورزی نیازمند زمین‌های وسیع خارج از شهر است. اما کشاورزی شهری این فرض را تغییر می‌دهد.

در این رویکرد، منابعی مانند:

  • پشت‌بام‌ها
  • حیاط‌ها
  • فضاهای کوچک خانگی
  • فضاهای عمومی محله

به‌عنوان بخشی از سیستم تولید در نظر گرفته می‌شوند.

مدل بام سبز بر همین ایده استوار است: تبدیل ظرفیت‌های کوچک و پراکنده شهری به یک شبکه تولیدی.

این رویکرد با مفهوم کشاورزی شهری توزیع‌شده (Distributed Urban Agriculture) هماهنگ است؛ مدلی که به جای تمرکز تولید در یک نقطه بزرگ، شبکه‌ای از تولیدکنندگان کوچک را ایجاد می‌کند.

۱۲-۶-۲. بام سبز به‌عنوان مدل اقتصاد محلی

یکی از تفاوت‌های مهم میان کشاورزی شهری سنتی و مدل‌های جدید، توجه به زنجیره ارزش است.

یک سیستم پایدار فقط نمی‌پرسد:

«چگونه محصول تولید کنیم؟»

بلکه می‌پرسد:

«چگونه ارزش اقتصادی ایجاد کنیم و این ارزش چگونه در جامعه باقی بماند؟»

در مدل بام سبز، زنجیره ارزش را می‌توان چنین ترسیم کرد:

گیاه آلوئه‌ورا → نگهداری توسط خانواده‌ها → جمع‌آوری → فرآوری → تولید محصول → فروش → بازگشت ارزش به شبکه محلی

این ساختار به مفهوم اقتصاد محلی چرخشی (Local Circular Economy) نزدیک است.

۱۲-۶-۳. بام سبز به‌عنوان فضای یادگیری

یکی از ویژگی‌های مهم پروژه‌های موفق کشاورزی شهری در جهان، نقش آموزشی آن‌هاست.

کشاورزی شهری می‌تواند به کودکان و شهروندان آموزش دهد که:

  • غذا چگونه تولید می‌شود؟
  • منابع طبیعی چگونه مدیریت می‌شوند؟
  • ارتباط انسان و طبیعت چگونه شکل می‌گیرد؟

در بام سبز سیروس، گلخانه گلشن علاوه بر کارکرد تولیدی، به فضایی آموزشی تبدیل شده است؛ جایی که کودکان در کنار گیاهان، تجربه یادگیری، مشارکت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را کسب می‌کنند.

این موضوع با مفهوم یادگیری مبتنی بر مکان (Place-Based Learning) همخوانی دارد؛ رویکردی که در آموزش‌های محیط‌زیستی مورد توجه قرار گرفته است.

۱۳. آینده کشاورزی شهری؛ از پروژه‌های کوچک تا شبکه‌های شهری

آینده کشاورزی شهری احتمالاً متعلق به یک مدل واحد نخواهد بود. شهرهای مختلف با توجه به شرایط اقتصادی، اقلیمی و اجتماعی خود، ترکیبی از روش‌ها را انتخاب خواهند کرد.

اما چند روند اصلی در آینده این حوزه قابل مشاهده است:

۱۳-۱. حرکت به سمت سیستم‌های ترکیبی

در آینده، احتمالاً ترکیبی از روش‌های مختلف توسعه خواهد یافت:

  • گلخانه‌های شهری
  • باغ‌های اجتماعی
  • مزارع  پشت‌بامی
  • تولید خانگی
  • فناوری‌های هوشمند

به جای اینکه یک فناوری جایگزین همه روش‌ها شود، سیستم‌های ترکیبی شکل خواهند گرفت.

۱۳-۲. افزایش نقش فناوری

فناوری‌هایی مانند:

  • اینترنت اشیا (IoT)
  • هوش  مصنوعی
  • حسگرهای هوشمند
  • تحلیل داده

می‌توانند بهره‌وری کشاورزی شهری را افزایش دهند.

اما تجربه جهانی نشان می‌دهد که فناوری به‌تنهایی کافی نیست.

یک مزرعه شهری موفق نیازمند ترکیب:

فناوری + مدل اقتصادی + مشارکت اجتماعی

است.

۱۳-۳. پیوند کشاورزی شهری با بازآفرینی شهری

یکی از مهم‌ترین روندهای آینده، استفاده از کشاورزی شهری برای بازآفرینی محلات است.

در بسیاری از شهرها، پروژه‌های کشاورزی شهری در مناطقی اجرا شده‌اند که با مشکلاتی مانند:

  • زمین‌های  متروکه
  • کاهش تعامل اجتماعی
  • فرسودگی شهری

مواجه بوده‌اند.

این پروژه‌ها نشان داده‌اند که یک فضای سبز فعال می‌تواند به نقطه شروع تغییرات اجتماعی تبدیل شود.

۱۴. پیشنهادهای سیاستی برای توسعه کشاورزی شهری در ایران

برای اینکه کشاورزی شهری در ایران از پروژه‌های محدود و پراکنده به یک رویکرد پایدار تبدیل شود، چند اقدام ضروری است:

۱۴-۱. تدوین چارچوب ملی کشاورزی شهری

ضروری است جایگاه کشاورزی شهری در سیاست‌های:

  • محیط  زیست
  • امنیت غذایی
  • مدیریت  شهری
  • بازآفرینی محلات

مشخص شود.

۱۴-۲. ایجاد حمایت‌های شهری

شهرداری‌ها می‌توانند نقش مهمی در توسعه این حوزه داشته باشند از طریق:

  • اختصاص  فضاهای بلااستفاده
  • حمایت آموزشی
  • تسهیل مجوزها
  • ایجاد شبکه‌های محلی

۱۴-۳. حمایت از مدل‌های کسب‌وکار اجتماعی

تجربه جهانی نشان می‌دهد پروژه‌هایی که تنها به کمک مالی وابسته هستند، پایداری کمتری دارند.

بنابراین باید از مدل‌هایی حمایت شود که بتوانند:

  • درآمد ایجاد کنند،
  • اشتغال بسازند،
  • اثراجتماعی داشته باشند.

۱۴-۴. ایجاد شبکه دانش و تجربه

یکی از مشکلات توسعه کشاورزی شهری در ایران، نبود ارتباط کافی میان:

  • دانشگاه‌ها
  • شهرداری‌ها
  • سازمان‌های مردم‌نهاد
  • فعالان محلی

است.

ایجاد شبکه‌های علمی و اجرایی می‌تواند سرعت یادگیری و توسعه این حوزه را افزایش دهد.

۱۵. جمع‌بندی نهایی

کشاورزی شهری دیگر صرفاً یک فعالیت جانبی برای تولید چند گلدان سبزی یا ایجاد فضای سبز نیست؛ بلکه به‌عنوان یکی از ابزارهای مهم توسعه پایدار شهری شناخته می‌شود.

بحران‌های جهانی اخیر نشان داده‌اند که شهرها باید به سمت سیستم‌هایی حرکت کنند که:

  • تاب‌آوری بیشتری داشته باشند،
  • وابستگی کمتری به زنجیره‌های طولانی داشته باشند،
  • مشارکت شهروندان را افزایش دهند،
  • و هم زمان ارزش اقتصادی و اجتماعی ایجاد کنند.

مزارع شهری می‌توانند بخشی از این مسیر باشند، به شرط آنکه با نگاه جامع طراحی شوند.

تجربه بام سبز سیروس نشان می‌دهد که کشاورزی شهری در ایران نیز می‌تواند فراتر از تولید گیاه تعریف شود؛ مدلی که در آن گیاه بهانه‌ای برای ایجاد ارتباط، آموزش، توانمندسازی اقتصادی و توسعه محله است.

در چنین نگاهی، یک گلدان کوچک در یک خانه شهری تنها یک گیاه نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از یک شبکه بزرگ‌تر برای ساخت شهرهای سبزتر، اجتماعی‌تر و پایدارتر باشد.

۱۶. چارچوب پیشنهادی بام سبز برای توسعه کشاورزی شهری جامعه‌محور در محلات کم‌برخوردار ایران

۱۶-۱. مقدمه

بسیاری از مدل‌های کشاورزی شهری در جهان بر یکی از دو محور اصلی شکل گرفته‌اند:

  1. مدل تولیدمحور؛ با تمرکز بر افزایش تولید غذا و بهره‌وری اقتصادی
  2. مدل اجتماعی‌محور؛ با تمرکز بر مشارکت شهروندان، آموزش و توسعه جامعه

اما تجربه محلات شهری در ایران نشان می‌دهد که بسیاری از مناطق کم‌برخوردار علاوه بر نیازهای زیست‌محیطی، با مسائل پیچیده‌تری مانند کاهش فرصت‌های اقتصادی، ضعف شبکه‌های اجتماعی، کمبود فضاهای امن آموزشی و کاهش مشارکت اجتماعی مواجه هستند.

در چنین شرایطی، کشاورزی شهری می‌تواند از یک فعالیت صرفاً تولیدی فراتر رفته و به‌عنوان یک زیرساخت اجتماعی-اقتصادی محله عمل کند.

مدل بام سبز سیروس بر همین اساس شکل گرفته است؛ مدلی که در آن گیاه نه هدف نهایی، بلکه نقطه شروع یک فرآیند توسعه محلی است.

۱۶-۲. مدل مفهومی بام سبز؛ از گیاه تا توسعه اجتماعی

مدل بام سبز را می‌توان در پنج لایه اصلی تعریف کرد:

لایه اول: سبزسازی و تولید شهری

در اولین سطح، هدف ایجاد شبکه‌ای از تولیدکنندگان کوچک شهری است.

در این مرحله:

  • فضاهای کوچک خانگی فعال می‌شوند.
  • خانواده‌ها در نگهداری گیاه مشارکت می‌کنند.
  • ظرفیت‌های ناشناخته شهری به چرخه تولید وارد می‌شوند.

در این مدل، هر گلدان یک واحد کوچک تولید نیست؛ بلکه یک نقطه ارتباطی در یک شبکه اجتماعی است.

لایه دوم: مشارکت خانوارها

یکی از تفاوت‌های اساسی مدل بام سبز با باغ‌های شهری معمولی، انتقال نقش افراد از «دریافت‌کننده خدمت» به «همکار پروژه» است.

خانواده‌ها در این مدل:

  • گیاه را نگهداری می‌کنند.
  • آموزش دریافت می‌کنند.
  • در فرآیند تولید مشارکت دارند.
  • بخشی از ارزش ایجادشده را دریافت می‌کنند.

این رویکرد با مفهوم Participatory Urban Agriculture یا کشاورزی شهری مشارکتی همخوانی دارد.

لایه سوم: ایجاد زنجیره ارزش محلی

بسیاری از پروژه‌های سبز شهری به دلیل توقف در مرحله تولید، به درآمد پایدار نمی‌رسند.

مدل بام سبز تلاش می‌کند زنجیره ارزش کامل ایجاد کند:

تولید گیاه

      ↓

جمع‌آوری محصول

      ↓

فرآوری

      ↓

تولید محصول نهایی

      ↓

برندسازی

      ↓

فروش

      ↓

بازگشت ارزش به جامعه محلی

در این مدل، گیاه آلوئه‌ورا تنها یک محصول کشاورزی نیست؛ بلکه ماده اولیه یک کسب‌وکار اجتماعی است.

۱۶-۳. مدل اقتصادی؛ ترکیب درآمد و اثر اجتماعی

یکی از چالش‌های اصلی پروژه‌های اجتماعی، وابستگی بیش از حد به کمک‌های بیرونی است.

مدل پایدار باید بتواند بخشی از هزینه‌های خود را از فعالیت اقتصادی تأمین کند.

مدل بام سبز بر سه جریان ارزش اقتصادی استوار است:

۱. ارزش تولید

افراد مشارکت‌کننده از نگهداری گیاهان و تولید محصول منتفع می‌شوند.

۲. ارزش فرآوری

تبدیل ماده خام به محصول با ارزش افزوده بیشتر.

برای مثال:

آلوئه‌ورا خام → ژل آلوئه‌ورا → محصولات مراقبت پوستی

۳. ارزش اجتماعی

بخشی از درآمد ایجادشده صرف توسعه فعالیت‌های اجتماعی مانند:

  • آموزش کودکان
  • توسعه فضای گلخانه
  • فعالیت‌های فرهنگی محله

می‌شود.

۱۶-۴. گلخانه گلشن؛ نمونه‌ای از زیرساخت اجتماعی محله

در بسیاری از برنامه‌های توسعه شهری، توجه اصلی به زیرساخت‌های فیزیکی مانند خیابان، ساختمان و فضای سبز است.

اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند شهرها علاوه بر زیرساخت فیزیکی، به زیرساخت اجتماعی نیز نیاز دارند.

زیرساخت اجتماعی یعنی فضاهایی که امکان:

  • ملاقات
  • ارتباط
  • یادگیری
  • همکاری

را فراهم می‌کنند.

گلخانه گلشن در مدل بام سبز چنین نقشی پیدا کرده است.

این فضا هم‌زمان:

  • محل نگهداری گیاهان است،
  • فضای آموزشی کودکان است،
  • محل فعالیت داوطلبان است،
  • نقطه اتصال افراد محله است.

به همین دلیل ارزش آن فقط با مترمربع فضای سبز قابل اندازه‌گیری نیست.

۱۶-۵. مدل آموزشی بام سبز؛ پرورش نسل آینده شهروندان سبز

یکی از عناصر مهم کشاورزی شهری پایدار، انتقال دانش به نسل آینده است.

کودکان در این مدل فقط درباره گیاه آموزش نمی‌بینند؛ بلکه مفاهیمی مانند:

  • مسئولیت‌پذیری
  • مراقبت
  • همکاری
  • ارتباط با طبیعت
  • کارگروهی

را تجربه می‌کنند.

برنامه «سفیران بام سبز» نمونه‌ای از تبدیل کودکان از مخاطب به کنشگر اجتماعی است.

در این مدل، کودک تنها دریافت‌کننده آموزش نیست، بلکه:

  • داستان پروژه را یاد می‌گیرد،
  • درباره آن با دیگران صحبت می‌کند،
  • به توسعه شبکه سبز محله کمک می‌کند.

۱۶-۶. مدل توسعه در سایر محلات ایران

بر اساس تجربه بام سبز، یک مدل توسعه محله‌ای می‌تواند شامل مراحل زیر باشد:

مرحله اول: شناخت محله

شناسایی:

  • ظرفیت‌های انسانی
  • مشکلات اجتماعی
  • فضاهای قابل استفاده
  • افراد فعال محلی

مرحله دوم: ایجاد هسته اولیه

راه‌اندازی:

  • یک فضای مرکزی مانند گلخانه یا خانه محلی
  • گروه اولیه مشارکت‌کنندگان
  • برنامه آموزشی

مرحله سوم: ایجاد شبکه خانوارها

توزیع فعالیت در سطح محله:

  • خانه‌ها
  • مدارس
  • مراکزاجتماعی

مرحله چهارم: ایجاد زنجیره اقتصادی

توسعه:

  • تولید
  • فرآوری
  • فروش
  • برند محلی

مرحله پنجم: تربیت رهبران محلی

هر محله برای ادامه مسیر نیازمند افراد محلی آموزش‌دیده است که بتوانند شبکه را مدیریت کنند.

۱۶-۷. جایگاه بام سبز در آینده شهرهای ایران

اگرچه کشاورزی شهری به‌تنهایی نمی‌تواند تمام مشکلات شهرها را حل کند، اما می‌تواند به‌عنوان یک ابزار چندمنظوره عمل کند.

مدل‌هایی مانند بام سبز نشان می‌دهند که یک پروژه کوچک محلی می‌تواند هم‌زمان:

  • فضای سبز ایجاد کند،
  • آموزش ارائه دهد،
  • درآمد ایجاد کند،
  • مشارکت اجتماعی بسازد،
  • و به بازآفرینی محله کمک کند.

آینده شهرهای پایدار تنها با ساخت پارک‌ها و ساختمان‌های جدید ساخته نمی‌شود؛ بلکه با فعال کردن ظرفیت‌های انسانی داخل محلات شکل می‌گیرد.

در این نگاه، هر محله می‌تواند یک اکوسیستم کوچک اجتماعی-اقتصادی باشد و کشاورزی شهری یکی از ابزارهای ساختن این اکوسیستم است.

۱۷. فهرست نهایی منابع علمی

منابع سازمانی و گزارش‌های بین‌المللی

1

Food and Agriculture Organization of the United Nations. (2019). Urban and peri-urban agriculture: A brief guide for the development of sustainable cities. Rome: FAO.

2.

Food and Agriculture Organization of the United Nations. (2023). The State of Food Security and Nutrition in the World 2023: Urbanization, agrifood systems transformation and healthy diets across the rural–urban continuum

3.

United Nations Department of Economic and Social Affairs. (2019). World Urbanization Prospects: The 2018 Revision.New York: United Nations.

4.

United Nations Human Settlements Programme (UN-Habitat). (2022). Envisaging the Future of Cities: World Cities Report 2022. Nairobi: UN-Habitat.

منابع پایه نظری کشاورزی شهری

5.

Mougeot, L. J. A. (2000). Urban Agriculture: Definition, Presence, Potentials and Risks. In: Bakker, N., Dubbeling, M., Gündel, S., Sabel-Koschella, U., & de Zeeuw, H. (Eds.), Growing Cities, Growing Food: Urban Agriculture on the Policy Agenda. Feldafing, Germany: German Foundation for International Development.

6.

Smit, J., Nasr, J., & Ratta, A. (1996). Urban Agriculture: Food, Jobs and Sustainable Cities. New York: United Nations Development Programme.

7.

Mougeot, L. J. A. (2006). Growing Better Cities: Urban Agriculture for Sustainable Development. Ottawa: International Development Research Centre.

منابع درباره پایداری و نقش اجتماعی کشاورزی شهری

8.

Specht, K., Siebert, R., Hartmann, I., Freisinger, U. B., Sawicka, M., Werner, A., Thomaier, S., Henckel, D., Walk, H., & Dierich, A. (2014). Urban agriculture of the future: An overview of sustainability aspects of food production in and on buildings. Agriculture and Human Values, 31, 33–51.

9.

Guitart, D., Pickering, C., & Byrne, J. (2012). Past results and future directions in urban community gardens research. Urban Forestry & Urban Greening, 11(4), 364–373.

10.

Santo, R., Palmer, A., & Kim, B. (2016). Vacant Lots to Vibrant Plots: A Review of the Benefits and Limitations of Urban Agriculture. Johns Hopkins Center for a Livable Future.

11.

McClintock, N. (2014). Radical, reformist, and garden-variety neoliberal: Coming to terms with urban agriculture’s contradictions. Local Environment, 19(2), 147–171.

منابع جدید درباره تحول سیستم غذایی شهری

12.

Qiu, J., Zhao, H., Chang, N. B., Wardropper, C. B., Campbell, C., Baggio, J. A., Guan, Z., Kohl, P., Newell, J., & Wu, J. (2024). Scale up urban agriculture to leverage transformative food systems change, advance social–ecological resilience and improve sustainability. Nature Food.

13.

Milestad, R., de Jong, A., Bustamante, M. J., Molin, E., Martin, M., & Malone Friedman, C. (2024). Sustainability assessments of commercial urban agriculture – A scoping review. Frontiers in Sustainable Food Systems, 8.

14.

Boukharta, O. F., Huang, I. Y., Vickers, L., Navas-Gracia, L. M., & Chico-Santamarta, L. (2024). Benefits of non-commercial urban agricultural practices—A systematic literature review. Agronomy, 14(2), 234.

15.

Xu, J., Lin, T., Wang, Y., Jiang, W., Li, Q., Lu, T., Xiang, Y., Jiang, J., & Yu, H. (2024). Home food gardening in modern cities: Advances, issues, and future perspectives. Frontiers in Sustainable Food Systems, 8.

منابع درباره کشاورزی عمودی و فناوری‌های نوین

16.

Benke, K., & Tomkins, B. (2017). Future food-production systems: Vertical farming and controlled-environment agriculture. Sustainability: Science, Practice and Policy, 13(1), 13–26.

17.

Al-Kodmany, K. (2018). The vertical farm: A review of developments and implications for the vertical city. Buildings, 8(2), 24.

منابع درباره شهرهای پایدار و تاب‌آوری شهری

18.

Meerow, S., Newell, J. P., & Stults, M. (2016). Defining urban resilience: A review. Landscape and Urban Planning, 147, 38–49.

19.

Elmqvist, T., et al. (2019). Sustainability and resilience for transformation in the urban century. Nature Sustainability, 2, 267–273.