کشاورزی شهری و اقتصاد محلی؛ چگونه تولید شهری می‌تواند به ایجاد درآمد و اشتغال کمک کند؟

مقدمه

وقتی از کشاورزی شهری صحبت می‌کنیم، معمولاً نخستین تصویر، گلدان‌هایی روی پشت‌بام، یک باغچه محلی یا گلخانه‌ای کوچک در میان ساختمان‌های شهر است. اما کشاورزی شهری می‌تواند چیزی فراتر از تولید چند محصول در فضای محدود باشد. اگر تولید، فرآوری، آموزش، فروش و مشارکت اقتصادی در کنار یکدیگر قرار بگیرند، کشاورزی شهری می‌تواند به بخشی از اقتصاد محلی تبدیل شود.

در سال‌های اخیر، پژوهش‌های مربوط به کشاورزی شهری بیش از گذشته به این پرسش توجه کرده‌اند که آیا فعالیت‌های کشاورزی درون شهرها می‌توانند از نظر اقتصادی نیز پایدار باشند یا خیر. پاسخ ساده‌ای وجود ندارد. کشاورزی شهری به خودی خود نه الزاماً سودآور است و نه الزاماً اشتغال‌زا. نتیجه اقتصادی آن به عواملی مانند نوع محصول، هزینه زمین و زیرساخت، دسترسی به بازار، شیوه تولید، نیروی کار، مقیاس فعالیت و مدل کسب‌وکار بستگی دارد.

با این حال، مزیت مهم کشاورزی شهری این است که تولید را به مصرف‌کننده نزدیک می‌کند و امکان شکل‌گیری زنجیره‌های ارزش کوتاه‌تر را فراهم می‌سازد. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) نیز کشاورزی شهری و پیرامون شهری را دارای ظرفیت ایجاد اشتغال، درآمد و توسعه اقتصادی محلی می‌داند.

در این میان، یک سؤال اساسی مطرح می‌شود:

کشاورزی شهری چگونه می‌تواند از یک فعالیت تولیدی کوچک به یک جریان اقتصادی در محله تبدیل شود؟

کشاورزی شهری و اقتصاد محلی چه ارتباطی دارند؟

اقتصاد محلی فقط به معنای فروش یک محصول در یک محله نیست. اقتصاد محلی زمانی شکل می‌گیرد که تولید، خدمات، نیروی انسانی، خرید، فروش و ارزش افزوده تا حد امکان در یک شبکه جغرافیایی نزدیک به یکدیگر متصل شوند.

برای مثال، فرض کنیم یک محله بخشی از فضای خانه‌ها، حیاط‌ها یا گلخانه‌های خود را برای تولید گیاهان دارویی اختصاص دهد. فعالیت اقتصادی فقط به مرحله کاشت و برداشت محدود نمی‌شود.

در کنار تولید می‌توان فعالیت‌های دیگری نیز شکل داد:

  • تهیه و تأمین نهاده‌ها
  • نگهداری و تکثیر گیاه
  • بسته‌بندی
  • فرآوری
  • طراحی و برندسازی
  • فروش مستقیم
  • آموزش
  • حمل‌ونقل محلی
  • بازاریابی
  • خدمات تخصصی
  • گردشگری و تجربه‌های آموزشی

در چنین شرایطی، ارزش اقتصادی ایجادشده تنها در مزرعه یا گلخانه باقی نمی‌ماند، بلکه میان مجموعه‌ای از افراد و کسب‌وکارهای محلی توزیع می‌شود.

به همین دلیل، برای بررسی نقش کشاورزی شهری در اقتصاد محلی بهتر است به جای سؤال «چقدر محصول تولید می‌شود؟» بپرسیم:

چه مقدار ارزش اقتصادی در یک شبکه محلی ایجاد و حفظ می‌شود؟

از تولید محصول تا ایجاد زنجیره ارزش

یکی از مهم‌ترین مفاهیم برای فهم اقتصاد کشاورزی شهری، مفهوم «زنجیره ارزش» است.

زنجیره ارزش مجموعه فعالیت‌هایی است که از تأمین نهاده و تولید آغاز می‌شود و تا فرآوری، توزیع، بازاریابی و مصرف ادامه پیدا می‌کند.

در کشاورزی سنتی، فاصله میان تولیدکننده و مصرف‌کننده ممکن است زیاد باشد و بخش قابل‌توجهی از ارزش محصول در مراحل مختلف زنجیره ایجاد شود.

اما کشاورزی شهری می‌تواند فاصله میان این مراحل را کاهش دهد.

برای مثال:

تولید محلی ← فرآوری محلی ← بسته‌بندی محلی ← فروش محلی ← مصرف‌کننده محلی

در یک مدل پیشرفته‌تر، حتی می‌توان این زنجیره را به آموزش و خدمات نیز متصل کرد:

تولید ← آموزش ← فرآوری ← طراحی محصول ← فروش ← تجربه آموزشی ← بازگشت درآمد به شبکه محلی

مطالعات مربوط به کشاورزی تجاری شهری نیز نشان می‌دهند که نزدیکی به بازار و امکان کوتاه‌تر کردن زنجیره عرضه از مهم‌ترین عوامل اقتصادی این نوع فعالیت‌هاست.

بنابراین مزیت کشاورزی شهری فقط «تولید در شهر» نیست؛ بلکه می‌تواند نزدیکی تولید، بازار و شبکه اجتماعی باشد.

آیا کشاورزی شهری واقعاً می‌تواند اشتغال ایجاد کند؟

پاسخ مثبت است، اما با یک شرط مهم: اشتغال نباید فقط به تعداد افرادی که در مرحله تولید کار می‌کنند محدود شود.

یک مزرعه شهری ممکن است تنها چند نفر نیروی مستقیم داشته باشد، اما اگر زنجیره ارزش آن توسعه پیدا کند، فرصت‌های اقتصادی بیشتری ایجاد می‌شود.

این فرصت‌ها می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

۱. اشتغال مستقیم در تولید

مانند کاشت، داشت، برداشت، تکثیر گیاه، نگهداری گلخانه و مدیریت تولید.

۲. اشتغال در فرآوری

بخشی از ارزش افزوده محصولات کشاورزی می‌تواند پس از برداشت ایجاد شود؛ مانند خشک‌کردن، بسته‌بندی، تولید محصولات گیاهی یا آماده‌سازی محصول برای بازار.

۳. خدمات تخصصی

توسعه کشاورزی شهری می‌تواند نیاز به خدماتی مانند طراحی، آموزش، بازاریابی، فروش، حسابداری، تولید محتوا و مدیریت شبکه ایجاد کند.

۴. کسب‌وکارهای مکمل

رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، مراکز آموزشی، کافه‌ها و مجموعه‌های گردشگری می‌توانند از محصولات و تجربه‌های کشاورزی شهری استفاده کنند.

بنابراین بهتر است اثر اشتغال‌زایی کشاورزی شهری را در قالب یک شبکه اقتصادی بررسی کنیم، نه فقط تعداد کارکنان یک مزرعه.

چرا فروش محصول به تنهایی کافی نیست؟

یکی از خطاهای رایج در طراحی کسب‌وکارهای کشاورزی شهری این است که تصور کنیم افزایش تولید به صورت خودکار به افزایش درآمد منجر می‌شود.

در واقع ممکن است یک واحد تولیدی محصول زیادی تولید کند اما به دلیل قیمت پایین، هزینه بالای نیروی انسانی، حمل‌ونقل، بسته‌بندی، انرژی یا دسترسی ضعیف به بازار، سود اقتصادی محدودی داشته باشد.

پژوهش‌های جدید درباره کشاورزی تجاری شهری نیز نشان می‌دهند که پایداری اقتصادی این فعالیت‌ها به شدت به مدل کسب‌وکار و شرایط محلی وابسته است.

به همین دلیل، یک کسب‌وکار شهری باید از ابتدا چند سؤال را مشخص کند:

  • چه محصولی تولید می‌شود؟
  • مشتری چه کسی است؟
  • مشتری حاضر است چه قیمتی پرداخت کند؟
  • هزینه تولید چقدر است؟
  • چه مقدار از ارزش محصول در مرحله فرآوری ایجاد می‌شود؟
  • فروش مستقیم بهتر است یا فروش از طریق واسطه؟
  • چه خدماتی می‌توان در کنار محصول ارائه کرد؟
  • چگونه می‌توان مشتری را دوباره به کسب‌وکار برگرداند؟

این پرسش‌ها، کشاورزی شهری را از یک فعالیت صرفاً تولیدی به یک مدل کسب‌وکار تبدیل می‌کنند.

مدل‌های کسب‌وکار در کشاورزی شهری

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که یک مدل واحد برای کسب‌وکارهای کشاورزی شهری وجود ندارد. مزارع شهری با توجه به موقعیت، بازار، منابع و اهداف خود مدل‌های متفاوتی ایجاد می‌کنند.

برخی بر فروش محصول تازه تمرکز دارند. برخی محصولات با ارزش افزوده بالاتر تولید می‌کنند و برخی دیگر درآمد خود را از ترکیب محصول و خدمات به دست می‌آورند.

به طور کلی می‌توان چند مدل را در نظر گرفت:

مدل اول: فروش مستقیم محصول

در این مدل، تولیدکننده محصول را مستقیماً به مصرف‌کننده می‌فروشد.

مزیت اصلی، کاهش واسطه‌ها و ارتباط مستقیم با مشتری است.

مدل دوم: تولید محصول با ارزش افزوده

در این مدل، محصول خام به محصول فرآوری‌شده تبدیل می‌شود.

برای مثال، گیاه دارویی می‌تواند علاوه بر فروش به صورت گیاه، در قالب محصولات فرآوری‌شده، بسته‌های آموزشی یا محصولات مصرفی نیز عرضه شود.

در اینجا بخش مهمی از ارزش اقتصادی در مرحله پس از تولید ایجاد می‌شود.

مدل سوم: محصول + آموزش

در برخی مدل‌ها، آموزش بخشی از مدل درآمدی است.

کارگاه‌های آموزشی، دوره‌های پرورش گیاه، آموزش کودکان یا برنامه‌های تجربه‌محور می‌توانند در کنار تولید و فروش محصول قرار گیرند.

مدل چهارم: محصول + خدمات اجتماعی

در کسب‌وکارهای اجتماعی، بخشی از ارزش پیشنهادی ممکن است از حل یک مسئله اجتماعی شکل بگیرد.

در این مدل، مشتری فقط محصول نمی‌خرد؛ بلکه از یک مدل اقتصادی حمایت می‌کند که هم‌زمان هدف اجتماعی مشخصی دارد.

این مدل برای توسعه کسب‌وکارهای محله‌محور اهمیت ویژه‌ای دارد.

نقش زنان در اقتصاد کشاورزی شهری

یکی از ظرفیت‌های مهم کشاورزی شهری، امکان مشارکت افرادی است که دسترسی محدودی به بازار رسمی کار دارند.

تولید در مقیاس کوچک، فعالیت‌های خانگی، فرآوری و بسته‌بندی می‌توانند امکان مشارکت اقتصادی انعطاف‌پذیرتری ایجاد کنند.

البته نباید صرفاً با ایجاد یک فعالیت کوچک، آن را «توانمندسازی اقتصادی» نامید.

توانمندسازی اقتصادی زمانی معنا پیدا می‌کند که فرد:

  • نقش مشخصی در زنجیره ارزش داشته باشد؛
  • درآمد قابل اندازه‌گیری دریافت کند؛
  • مهارت قابل انتقال به دست آورد؛
  • امکان افزایش درآمد داشته باشد؛
  • و در صورت امکان، به بخشی از تصمیم‌گیری اقتصادی تبدیل شود.

از این منظر، کشاورزی شهری می‌تواند یک بستر باشد؛ اما نتیجه آن به نحوه طراحی مدل اقتصادی بستگی دارد.

از یک مزرعه به یک شبکه اقتصادی محله

یکی از جذاب‌ترین ظرفیت‌های کشاورزی شهری زمانی شکل می‌گیرد که فعالیت از یک مکان مشخص فراتر برود.

فرض کنیم یک گلخانه در یک محله ایجاد شده است. در مرحله اول، گلخانه محل تولید است.

اما در مرحله بعد می‌توان تولید را به خانه‌ها، حیاط‌ها یا فضاهای کوچک دیگر توسعه داد.

در این صورت ساختار می‌تواند از:

یک واحد تولیدی

به:

شبکه‌ای از واحدهای کوچک تولیدی

تبدیل شود.

اگر این شبکه به یک مرکز فرآوری، آموزش، فروش و مدیریت متصل شود، یک ساختار اقتصادی محله‌ای شکل می‌گیرد.

در چنین مدلی، مرکز اصلی الزاماً همه تولید را خودش انجام نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند نقش هماهنگ‌کننده زنجیره ارزش را بر عهده داشته باشد.

این رویکرد برای محله‌هایی که زمین بزرگ و ارزان در اختیار ندارند اهمیت زیادی دارد.

تجربه بام سبز سیروس؛ از تولید گیاه تا ساخت یک جریان اقتصادی محلی

تجربه بام سبز سیروس را می‌توان از این زاویه نیز بررسی کرد.

در این مدل، گیاه فقط یک محصول کشاورزی نیست؛ بلکه نقطه شروع یک زنجیره اجتماعی و اقتصادی است.

تولید گیاه در فضاهای کوچک، مشارکت خانواده‌ها، توسعه گلخانه، فرآوری محصولات گیاهی، ایجاد محصولات دارای ارزش افزوده و فروش، اجزای مختلف این زنجیره هستند.

در این نگاه، هدف صرفاً افزایش تعداد گلدان‌ها یا سطح زیر کشت نیست.

هدف مهم‌تر، ایجاد سازوکاری است که در آن:

تولید → مشارکت → مهارت → فرآوری → محصول → فروش → درآمد → بازگشت ارزش به محله

به یک چرخه تبدیل شود.

این تفاوت مهمی میان «کشاورزی شهری» و «کسب‌وکار مبتنی بر کشاورزی شهری» ایجاد می‌کند.

در حالت اول، تمرکز اصلی بر تولید است.

در حالت دوم، تولید بخشی از یک سیستم اقتصادی بزرگ‌تر است.

تجربه بام سبز سیروس از این منظر، نمونه‌ای قابل بررسی از تلاش برای پیوند دادن کشاورزی شهری با کسب‌وکار اجتماعی و توسعه محله‌محور است؛ هرچند برای ارزیابی علمی میزان اثرگذاری اقتصادی آن، به داده‌های مستقل و بلندمدت درباره درآمد، اشتغال، هزینه‌ها و توزیع ارزش در زنجیره نیاز است.

چه عواملی موفقیت اقتصادی کشاورزی شهری را تعیین می‌کنند؟

کشاورزی شهری زمانی می‌تواند به یک فعالیت اقتصادی پایدار تبدیل شود که چند عامل هم‌زمان مورد توجه قرار گیرند.

دسترسی به بازار

تولید بدون بازار، به موجودی تبدیل می‌شود.

یکی از مزیت‌های اصلی کشاورزی شهری، نزدیکی به بازار مصرف است؛ اما این مزیت تنها زمانی به درآمد تبدیل می‌شود که محصول متناسب با نیاز بازار تولید شود.

انتخاب محصول

همه محصولات برای تولید شهری مناسب نیستند.

هزینه زمین، آب، انرژی و نیروی انسانی باعث می‌شود انتخاب محصول نقش مهمی در سودآوری داشته باشد.

ارزش افزوده

فروش محصول خام همیشه بیشترین ارزش اقتصادی را ایجاد نمی‌کند.

فرآوری، بسته‌بندی، برند، طراحی و خدمات می‌توانند ارزش بیشتری به محصول اضافه کنند.

هزینه تولید

در بسیاری از مدل‌های شهری، هزینه نیروی انسانی و زیرساخت می‌تواند بالا باشد.

بنابراین افزایش فروش بدون کنترل هزینه‌ها الزاماً به معنی افزایش سود نیست.

مقیاس

بزرگ‌تر شدن همیشه به معنی بهتر شدن نیست.

برخی مدل‌های کشاورزی شهری می‌توانند با تولید تخصصی و بازار محدود اما با ارزش افزوده بالا فعالیت کنند؛ در حالی که مدل‌های دیگر به مقیاس بزرگ‌تر نیاز دارند.

شبکه

ارتباط با شهرداری، دانشگاه، کسب‌وکارهای محلی، فروشندگان، مصرف‌کنندگان و سازمان‌های اجتماعی می‌تواند هزینه‌های توسعه را کاهش داده و دسترسی به منابع و بازار را افزایش دهد.

آیا کشاورزی شهری همیشه پایدار و سودآور است؟

خیر.

این نکته از نظر علمی بسیار مهم است.

گاهی در روایت‌های عمومی، کشاورزی شهری به‌صورت ذاتی پایدار، سبز و اشتغال‌زا معرفی می‌شود. اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که چنین نتیجه‌ای را نمی‌توان برای همه مدل‌ها به صورت عمومی بیان کرد.

هزینه انرژی، آب، زمین، تجهیزات و نیروی انسانی می‌تواند در برخی مدل‌ها بالا باشد. همچنین بعضی سیستم‌های فناورانه و کنترل‌شده، اگرچه بهره‌وری بالایی دارند، ممکن است سرمایه‌گذاری اولیه و هزینه عملیاتی زیادی نیاز داشته باشند.

بنابراین ارزیابی اقتصادی باید هم‌زمان چند شاخص را بررسی کند:

درآمد + هزینه + سود + اشتغال + ارزش اجتماعی + مصرف منابع

در واقع، یک مدل کشاورزی شهری زمانی ارزشمندتر است که بتواند میان این ابعاد تعادل برقرار کند.

پژوهش‌های جدید نیز تأکید می‌کنند که نمی‌توان یک مدل واحد را برای همه شهرها و شرایط، ذاتاً پایدار یا ناپایدار دانست؛ بلکه باید هر مدل را با توجه به شرایط محیطی، اقتصادی و اجتماعی همان شهر ارزیابی کرد.

آینده کشاورزی شهری؛ از مزرعه به اکوسیستم اقتصادی

آینده کشاورزی شهری احتمالاً فقط به افزایش تعداد مزارع شهری وابسته نیست.

مسئله مهم‌تر، ایجاد ارتباط میان این مزارع و سایر بخش‌های اقتصاد شهری است.

اگر تولیدکننده به بازار متصل شود، بازار به فرآوری متصل شود، فرآوری به برند متصل شود و همه این بخش‌ها با آموزش و خدمات پشتیبانی شوند، کشاورزی شهری می‌تواند بخشی از یک اکوسیستم اقتصادی محلی شود.

در این حالت، یک فضای کوچک شهری می‌تواند بیش از یک محل تولید باشد.

می‌تواند:

  • محل تولید باشد؛
  • محل یادگیری باشد؛
  • محل ایجاد مهارت باشد؛
  • محل شکل‌گیری کسب‌وکار باشد؛
  • و بخشی از جریان اقتصادی محله باشد.

این نگاه، کشاورزی شهری را از یک پروژه محدود به یک زیرساخت کوچک اما قابل توسعه برای اقتصاد محلی تبدیل می‌کند.

جمع‌بندی

کشاورزی شهری زمانی می‌تواند به اقتصاد محلی کمک کند که از مفهوم «تولید محصول» فراتر برود.

ارزش واقعی زمانی شکل می‌گیرد که تولید به فرآوری، مهارت، خدمات، بازار و شبکه محلی متصل شود.

در این مدل، اشتغال فقط به معنای کار در مزرعه نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از فعالیت‌های مرتبط با تولید، فرآوری، بسته‌بندی، فروش، آموزش، بازاریابی و خدمات می‌توانند در یک زنجیره ارزش محلی قرار بگیرند.

از این منظر، پرسش اصلی آینده کشاورزی شهری این نیست که:

«چقدر می‌توانیم در شهر تولید کنیم؟»

بلکه پرسش مهم‌تر این است:

«چگونه می‌توانیم از تولید شهری، یک زنجیره ارزش پایدار بسازیم که بخشی از درآمد و فرصت‌های اقتصادی آن در خود محله باقی بماند؟»

بام سبز سیروس تلاش می‌کند این پرسش را در مقیاس یک محله تجربه کند؛ جایی که گیاه می‌تواند نقطه آغاز یک زنجیره بزرگ‌تر از تولید، یادگیری، مشارکت و ارزش اقتصادی باشد.

پرسش‌های متداول

آیا کشاورزی شهری می‌تواند شغل ایجاد کند؟

بله، اما میزان و کیفیت اشتغال به مدل اقتصادی، نوع محصول، مقیاس تولید، بازار و میزان ارزش افزوده بستگی دارد. اشتغال می‌تواند مستقیم یا در بخش‌های فرآوری، بسته‌بندی، فروش، آموزش و خدمات ایجاد شود.

آیا کشاورزی شهری سودآور است؟

برخی مدل‌ها می‌توانند سودآور باشند، اما کشاورزی شهری ذاتاً سودآور نیست. هزینه زمین، آب، انرژی، نیروی انسانی، تجهیزات و دسترسی به بازار از عوامل تعیین‌کننده هستند.

چگونه کشاورزی شهری به اقتصاد محلی کمک می‌کند؟

با ایجاد ارتباط میان تولید، فرآوری، فروش، خدمات و مصرف در یک محدوده جغرافیایی نزدیک. هرچه بخش بیشتری از این زنجیره در محله شکل بگیرد، امکان باقی ماندن بخشی از ارزش اقتصادی در اقتصاد محلی بیشتر می‌شود.

تفاوت کشاورزی شهری با کسب‌وکار کشاورزی شهری چیست؟

کشاورزی شهری بر فعالیت تولیدی تمرکز دارد؛ اما کسب‌وکار کشاورزی شهری، تولید را در کنار بازار، مدل درآمدی، هزینه، ارزش افزوده، مشتری و استراتژی رشد قرار می‌دهد.

آیا بام سبز سیروس یک کسب‌وکار کشاورزی شهری است؟

بام سبز سیروس تلاش می‌کند کشاورزی شهری را با کسب‌وکار اجتماعی، آموزش، مشارکت محلی و توسعه زنجیره ارزش محصولات گیاهی ترکیب کند. برای ارزیابی دقیق عملکرد اقتصادی این مدل، باید شاخص‌های مالی و اجتماعی آن در طول زمان اندازه‌گیری و گزارش شوند.

منابع

  1. FAO. Urban and peri-urban agriculture.
  2. Milestad, R., de Jong, A., Bustamante, M. J., Molin, E., Martin, M., & Malone Friedman, C. (2024). Sustainability assessments of commercial urban agriculture – a scoping review.
  3. de Jong, A. (2024). Analyzing the divergence and development of business models for urban farming.
  4. Commercial urban agriculture: A review for sustainable development.