کشاورزی شهری جامعهمحور چیست و چگونه به توسعه پایدار محلات کمک میکند؟
نقش مشارکت مردم، سرمایه اجتماعی، آموزش و اقتصاد محلی در شکلگیری محلات تابآور
چکیده
کشاورزی شهری در دهههای اخیر از یک فعالیت محدود برای تولید غذا فراتر رفته و به یکی از رویکردهای مؤثر در توسعه پایدار شهرها تبدیل شده است. در میان مدلهای مختلف کشاورزی شهری، کشاورزی شهری جامعهمحور بر مشارکت فعال شهروندان در طراحی، اجرا، مدیریت و بهرهمندی از پروژههای محلی تأکید دارد. در این رویکرد، باغها، گلخانهها و مزارع شهری تنها محل تولید محصول نیستند، بلکه به فضاهایی برای آموزش، شکلگیری روابط اجتماعی، توانمندسازی اقتصادی، ارتقای کیفیت زندگی و افزایش تابآوری محلات تبدیل میشوند.
این مقاله با رویکرد مروری، مفهوم کشاورزی شهری جامعهمحور را بر اساس ادبیات علمی بررسی کرده و نقش مشارکت مردمی، سرمایه اجتماعی، عدالت فضایی، آموزش کودکان، اقتصاد محلی و حکمرانی مشارکتی را تحلیل میکند. همچنین تجربههای موفق جهانی و چالشهای پیشروی توسعه این مدل در شهرها مورد بررسی قرار گرفته و در پایان، چارچوبی مفهومی برای تحلیل تجربه بام سبز سیروس بهعنوان یک نمونه ایرانی ارائه میشود.
کلیدواژهها: کشاورزی شهری جامعهمحور، توسعه محله، سرمایه اجتماعی، مشارکت مردمی، تابآوری شهری، کسبوکار اجتماعی، بام سبز
۱. مقدمه
رشد سریع شهرنشینی باعث شده بسیاری از شهرها با مجموعهای از چالشهای پیچیده اجتماعی و زیستمحیطی روبهرو شوند؛ از کاهش کیفیت محیط زندگی گرفته تا گسترش فقر شهری، کاهش ارتباط میان همسایگان، کمبود فضاهای عمومی و وابستگی شدید به زنجیرههای تأمین غذا.
در چنین شرایطی، نگاه برنامهریزان شهری به فضای سبز نیز تغییر کرده است. دیگر تنها ایجاد پارک یا کاشت درخت بهعنوان توسعه فضای سبز کافی تلقی نمیشود، بلکه فضاهایی مورد توجه قرار گرفتهاند که بتوانند علاوه بر کارکرد زیستمحیطی، نقش اجتماعی و اقتصادی نیز ایفا کنند.کشاورزی شهری یکی از همین رویکردهاست.
اما همه پروژههای کشاورزی شهری یکسان نیستند. برخی صرفاً با هدف تولید اقتصادی فعالیت میکنند، برخی برای امنیت غذایی طراحی شدهاند و گروهی دیگر بر مشارکت مردم و توسعه جامعه محلی تمرکز دارند. این گروه سوم در ادبیات علمی با عنوان کشاورزی شهری جامعهمحور شناخته میشود.
پژوهشهای بینالمللی نشان میدهند که زمانی که ساکنان یک محله در مدیریت و شکلگیری پروژههای کشاورزی شهری نقش واقعی داشته باشند، پیامدهای آن میتواند بسیار فراتر از تولید محصول باشد؛ از افزایش انسجام اجتماعی گرفته تا ایجاد فرصتهای یادگیری، بهبود رفاه و توسعه ظرفیتهای اقتصادی محلی.
بنابراین پرسش اصلی این مقاله چنین است:
کشاورزی شهری جامعهمحور دقیقاً چیست و چگونه میتواند به توسعه پایدار محلات شهری کمک کند؟
۲. کشاورزی شهری جامعهمحور چیست؟
برای درک این مفهوم ابتدا باید میان دو واژه تفاوت قائل شویم.
کشاورزی شهری به مجموعه فعالیتهای تولید، فرآوری و توزیع محصولات کشاورزی در داخل یا پیرامون شهر گفته میشود. این فعالیت ممکن است توسط یک شرکت خصوصی، شهرداری، دانشگاه، خانواده یا گروهی از شهروندان انجام شود.
اما کشاورزی شهری جامعهمحور یک گام فراتر میرود.
در این مدل، جامعه محلی بخشی از ساختار پروژه است، نه صرفاً مخاطب آن. به بیان ساده، مردم فقط برای خرید محصول یا استفاده از فضای سبز وارد پروژه نمیشوند؛ بلکه در بخشهایی مانند تصمیمگیری، نگهداری، آموزش، تولید، مدیریت یا بهرهبرداری نیز نقش دارند.

مطالعات مروری انجامشده در دهه اخیر نشان میدهند که موفقیت این نوع پروژهها بیش از آنکه به میزان تولید وابسته باشد، به کیفیت مشارکت اجتماعی و ساختار حکمرانی آنها مرتبط است.
۳. تفاوت مشارکت واقعی با مشارکت ظاهری
یکی از مهمترین اشتباهات در طراحی پروژههای اجتماعی این است که حضور مردم را معادل مشارکت بدانیم.
فرض کنید شهرداری یک زمین را به باغ شهری تبدیل کند و از مردم بخواهد هفتهای یکبار برای آبیاری گیاهان بیایند.
آیا این پروژه جامعهمحور است؟
لزومی ندارد.
زیرا جامعهمحور بودن زمانی معنا پیدا میکند که مردم در پرسشهای اساسی پروژه نیز نقش داشته باشند:
- چه چیزی کشت شود؟
- درآمد چگونه هزینه شود؟
- چه گروههایی اولویت دارند؟
- برنامه آموزشی چیست؟
- آینده پروژه چگونه تعیین میشود؟
در ادبیات برنامهریزی شهری، این تفاوت با مفهوم حکمرانی مشارکتی توضیح داده میشود؛ یعنی انتقال بخشی از قدرت تصمیمگیری به جامعه محلی، نه صرفاً استفاده از نیروی داوطلبانه آنها. پژوهشهای جدید درباره مشارکت در کشاورزی شهری نیز نشان میدهند که ارزشهای اجتماعی و اقتصادی مشارکت زمانی تقویت میشوند که شهروندان نقش فعال در ساختار پروژه داشته باشند.
۴. سرمایه اجتماعی؛ محصولی که دیده نمیشود
اگر از یک مزرعه شهری بپرسیم خروجی شما چیست، معمولاً پاسخ میشنویم:
سبزیجات، گیاهان دارویی، گل یا محصولات گلخانهای.
اما بسیاری از پژوهشگران معتقدند یکی از مهمترین خروجیها اصلاً قابل وزن کردن نیست.
سرمایه اجتماعی.
سرمایه اجتماعی به شبکهای از اعتماد، ارتباط و همکاری میان افراد گفته میشود که امکان انجام فعالیتهای جمعی را افزایش میدهد.
برای مثال، در یک گلخانه محلی ممکن است مادری با همسایه خود آشنا شود، یک نوجوان با یک داوطلب ارتباط بگیرد، کودکان با یکدیگر همکاری کنند و بعدها همین روابط به شکلگیری فعالیتهای دیگری در محله منجر شود.
مطالعه نظاممند Ilieva و همکاران که ۲۷۲ پژوهش از ۵۷ کشور را بررسی کرده است، نشان میدهد که انسجام و مشارکت اجتماعی یکی از چهار حوزه اصلی منافع اجتماعی کشاورزی شهری در کنار سلامت، آموزش و فرصتهای اقتصادی است. این یافته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد ارزش یک پروژه تنها با میزان محصول تولیدی سنجیده نمیشود.
۵. چرا محلات به چنین فضاهایی نیاز دارند؟
محله فقط مجموعهای از ساختمانها نیست.
محله زمانی زنده است که مردم در آن با یکدیگر تعامل داشته باشند. امروزه بسیاری از محلات شهری با پدیدههایی مانند:
- کاهش ارتباط همسایگان،
- انزوای سالمندان،
- کمبود فضای امن برای کودکان،
- کاهش مشارکت مدنی،
- ضعف هویت محلهای
روبرو هستند.
فضاهای کشاورزی جامعهمحور میتوانند بخشی از این خلأ را پر کنند.
دلیل آن ساده است:
کشاورزی یک فعالیت مشترک است.
افراد هنگام کاشت، آبیاری، برداشت یا آموزش ناچار به تعامل هستند و همین تعامل بستری برای شکلگیری روابط اجتماعی ایجاد میکند.
مطالعات متعدد درباره باغهای اجتماعی نیز این فضاها را بهعنوان یکی از نمونههای مؤثر زیرساخت اجتماعی شهری معرفی کردهاند. مرور نظاممند سال ۲۰۲۵ درباره باغهای اجتماعی نیز بر نقش آنها در دسترسی غذایی، تابآوری شهری و رفاه جامعه تأکید کرده است، هرچند همزمان به چالشهایی مانند دسترسی نابرابر و ضعف سیاستگذاری نیز اشاره میکند.
۶. آموزش؛ از کلاس درس تا گلخانه
یکی از جذابترین ظرفیتهای کشاورزی شهری جامعهمحور، نقش آموزشی آن است.در آموزش سنتی، کودک اغلب درباره طبیعت از روی کتاب یاد میگیرد.اما در گلخانه یا باغ، یادگیری به تجربه تبدیل میشود.
کودک مشاهده میکند که:
- گیاه چگونه رشد میکند؟
- آب چه نقشی دارد؟
- خاک چرا اهمیت دارد؟
- مسئولیت مراقبت چیست؟
- همکاری چگونه نتیجه بهتری ایجاد میکند؟
به همین دلیل بسیاری از پروژههای کشاورزی شهری در جهان با مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزشی همکاری میکنند.
مرور مطالعات اجتماعی کشاورزی شهری نشان داده است که آموزش یکی از چهار حوزه اصلی اثرگذاری این پروژههاست و محیطهای تولیدی میتوانند به فضاهای یادگیری غیررسمی برای کودکان و بزرگسالان تبدیل شوند. نکته مهم این است که آموزش در اینجا فقط آموزش کشاورزی نیست؛ بلکه آموزش زندگی جمعی نیز هست.
۷. اقتصاد محلی؛ آیا پروژه اجتماعی باید درآمد داشته باشد؟
پاسخ کوتاه این است:
بله، اگر قرار است پایدار بماند.
یکی از نقدهای جدی به پروژههای اجتماعی این است که بسیاری از آنها تا زمانی فعال هستند که کمک مالی وجود داشته باشد.
پس از پایان حمایت، پروژه نیز متوقف میشود. در مقابل، مدلهای جدید کشاورزی شهری تلاش میکنند چند جریان درآمدی ایجاد کنند.
برای نمونه:
- فروش محصول،
- برگزاری کارگاه آموزشی،
- فروش محصولات فرآوریشده،
- خدمات گردشگری آموزشی،
- همکاری با مدارس،
- مشارکت شرکتها در مسئولیت اجتماعی.
مرور علمی سال ۲۰۲۴ درباره مزارع شهری تجاری نشان میدهد که پایداری اقتصادی یکی از مهمترین موضوعات ارزیابی این مزارع است و مدلهای موفق معمولاً تنها به فروش محصول خام متکی نیستند.
بنابراین در کشاورزی شهری جامعهمحور، اقتصاد و اجتماع در تضاد با یکدیگر نیستند؛ بلکه اقتصاد پایدار میتواند امکان ادامه اثر اجتماعی را فراهم کند.
۸. عدالت اجتماعی؛ روی دیگر سکه
در کنار تمام مزایا، یک نکته مهم وجود دارد.کشاورزی شهری همیشه عادلانه نیست.اگر یک پروژه فقط در اختیار گروه خاصی قرار گیرد یا منافع آن میان ساکنان به شکل نابرابر توزیع شود، ممکن است حتی باعث افزایش شکاف اجتماعی شود.به همین دلیل پژوهشگران حوزه عدالت غذایی تأکید میکنند که طراحی پروژه باید به پرسشهای زیر پاسخ دهد:
- چه کسانی امکان حضور دارند؟
- چه کسانی تصمیم میگیرند؟
- زنان و کودکان چه نقشی دارند؟
- گروههای کمبرخوردار چگونه وارد پروژه میشوند؟
- منافع اقتصادی چگونه توزیع میشود؟
این نگاه باعث شده مفهوم Food Justice یا عدالت غذایی به یکی از مباحث مهم کشاورزی شهری تبدیل شود.
بنابراین موفقیت یک پروژه تنها با سبز شدن زمین اندازهگیری نمیشود؛ بلکه باید دید آیا فرصتها نیز به شکل عادلانه توزیع شدهاند یا خیر.
۹. حکمرانی محلی؛ چه کسی پروژه را اداره میکند؟
پروژههای جامعهمحور معمولاً یک ویژگی مشترک دارند:
آنها توسط یک فرد بهتنهایی اداره نمیشوند. بلکه شبکهای از بازیگران در آن نقش دارند.

این ساختار باعث میشود پروژه از وابستگی به یک نهاد خارج شده و به شبکهای از همکاریهای محلی تبدیل شود.
در تجربههای موفق جهانی نیز همکاری میان شهروندان، مدارس، کسبوکارها، سازمانهای مردمنهاد و مدیریت شهری یکی از عوامل اصلی دوام پروژهها گزارش شده است. برای نمونه، مزارع شهری لندن طی دههها با اتکا به مشارکت جامعه، مدارس، خیریهها و کسبوکارها از زمینهای متروکه به مراکز آموزش و فعالیت اجتماعی تبدیل شدهاند.
۱۰. تجربههای جهانی کشاورزی شهری جامعهمحور
لندن؛ مزرعه بهعنوان فضای عمومی
در لندن، بسیاری از City Farmها ابتدا با هدف احیای زمینهای رهاشده شکل گرفتند، اما به مرور به مراکزی برای آموزش کودکان، فعالیت داوطلبانه، فروش محصولات محلی و مشارکت اجتماعی تبدیل شدند. امروز این مزارع نمونهای از پیوند کشاورزی، آموزش و جامعه محلی محسوب میشوند.



روزاریو؛ کشاورزی برای بازآفرینی شهر
شهر روزاریو در آرژانتین پس از بحران اقتصادی، زمینهای خالی شهری را در اختیار شهروندان قرار داد تا تولید محلی شکل بگیرد. این برنامه بعدها از یک سیاست مقابله با فقر به بخشی از راهبرد تابآوری و توسعه پایدار شهر تبدیل شد و امروز یکی از نمونههای شناختهشده جهانی در کشاورزی شهری مشارکتی است.



نایروبی؛ کشاورزی بهعنوان توانمندسازی جوانان
در یکی از محلات کمبرخوردار نایروبی، گروهی از جوانان زمین رهاشده را به مزرعه هیدروپونیک تبدیل کردند. درآمد حاصل از فعالیت کشاورزی علاوه بر ایجاد اشتغال، برای برنامههای اجتماعی و تغذیه کودکان نیز مورد استفاده قرار گرفت. این تجربه نشان میدهد که کشاورزی شهری میتواند با رهبری جامعه محلی به ابزاری برای بازسازی اجتماعی تبدیل شود.



۱۱. مطالعه موردی مفهومی؛ بام سبز سیروس
در این مقاله، بام سبز بهعنوان یک مطالعه موردی مفهومی بررسی میشود؛ نه بهعنوان اثبات یک نظریه علمی.دلیل این تمایز مهم است. برای اینکه یک پروژه بهصورت علمی اثبات شود، نیاز به دادههای میدانی، پرسشنامه، تحلیل آماری و پژوهش مستقل وجود دارد. اما میتوان بررسی کرد که آیا ساختار یک پروژه با چارچوبهای شناختهشده کشاورزی شهری جامعهمحور همخوانی دارد یا خیر.
در تجربه بام سبز، چند مؤلفه قابل مشاهده است:

این اجزا با چهار محور مطرحشده در ادبیات علمی همپوشانی مفهومی دارند:
- مشارکت جامعه
- آموزش
- فرصت اقتصادی
- انسجام اجتماعی
البته باید تأکید کرد که برای سنجش میزان اثرگذاری واقعی بام سبز بر سرمایه اجتماعی یا کیفیت زندگی محله، به پژوهش مستقل و دادههای میدانی نیاز است؛ بنابراین این مقاله صرفاً تطبیق مفهومی انجام میدهد، نه اثبات تجربی. این تمایز باعث میشود مقاله از نظر علمی صادقانه و قابل دفاع باقی بماند.
۱۲. چالشهای توسعه این مدل در ایران
توسعه کشاورزی شهری جامعهمحور در ایران با فرصتهای فراوانی همراه است، اما بدون شناخت موانع امکان موفقیت پایدار وجود ندارد.
مهمترین چالشها عبارتاند از:
1- نبود سیاستگذاری مشخص
هنوز در بسیاری از شهرهای ایران جایگاه حقوقی مشخصی برای کشاورزی شهری جامعهمحور تعریف نشده است.
2- وابستگی مالی
بسیاری از پروژههای محلی به حمایت کوتاهمدت وابسته هستند و مدل درآمدی پایداری ندارند.
3- مشارکت نمایشی
گاهی مردم در اجرا حضور دارند اما در تصمیمگیری نقشی ندارند؛ این مسئله دوام پروژه را کاهش میدهد.
4- محدودیت فضا
تراکم شهری دسترسی به زمین مناسب را دشوار میکند و استفاده خلاقانه از پشتبامها، گلخانهها و فضاهای متروکه اهمیت بیشتری پیدا میکند.
5- کمبود شبکههای میانبخشی
همکاری میان دانشگاه، شهرداری، مدارس، بخش خصوصی و گروههای مردمی هنوز به اندازه کافی شکل نگرفته است.
پژوهشهای جدید نیز نشان میدهند که ادغام سیاستگذاری، حکمرانی فراگیر و مشارکت جامعه از مهمترین پیششرطهای گسترش کشاورزی شهری پایدار هستند.
۱۳. نتیجهگیری
کشاورزی شهری جامعهمحور را نباید صرفاً روشی برای تولید محصول دانست. ارزش اصلی این رویکرد در توانایی آن برای تبدیل تولید به بستری برای توسعه جامعه است. یک باغ، گلخانه یا مزرعه شهری زمانی میتواند به توسعه پایدار محله کمک کند که مردم در آن فقط کارگر یا مصرفکننده نباشند، بلکه بخشی از تصمیمگیری، مدیریت، آموزش و بهرهبرداری نیز باشند.
مرور مطالعات علمی نشان میدهد که مهمترین دستاوردهای این مدل در چهار حوزه ظاهر میشود:
- شکلگیری جوامع منسجمتر،
- ارتقای سلامت و رفاه،
- ایجاد فرصتهای آموزشی،
- تقویت ظرفیتهای اقتصادی محلی.
برای محلات شهری ایران، چنین مدلی میتواند فرصتی باشد تا فضاهای کوچک و ظرفیتهای انسانی به یکدیگر متصل شوند. در این مسیر، کشاورزی تنها نقطه آغاز است؛ مقصد نهایی، ساختن محلههایی است که توانایی بیشتری برای همکاری، یادگیری، تولید و حل مسائل خود دارند.
منابع منتخب:
Ilieva, R. T., et al. (2022)
The socio-cultural benefits of urban agriculture: A review. Land, 11(5), 622.
مرور نظاممند ۲۷۲ مطالعه از ۵۷ کشور درباره منافع اجتماعی و فرهنگی کشاورزی شهری.
Huq, F. F., et al. (2025)
A systematic review of community gardens and their role in urban resilience and community well-being.
مرور ۳۷ مطالعه درباره نقش باغهای اجتماعی در تابآوری و رفاه جامعه.
Milestad, R., et al. (2024)
Sustainability assessments of commercial urban agriculture: A scoping review. Frontiers in Sustainable Food Systems.
بررسی علمی پایداری اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی مزارع شهری تجاری.
Qiu, J., et al. (2024)
Scale up urban agriculture to leverage transformative food systems change, advance social–ecological resilience and improve sustainability. Nature Food.
یکی از مهمترین مقالات جدید درباره تابآوری اجتماعی–بومشناختی و آینده کشاورزی شهری.
Nazuri, N. S. (2025)
Community participation in urban agriculture: Social and economic empowerment through participation.
دیدگاه خود را بنویسید